جلسه ۲۹۵
4حالا صحبت در این است که در دوران امر بین الإنائین در اطراف علم اجمالی ما یک تکلیف به وجوب احتراز از نجاست إلی آخر العمر داریم، در مانحنفیه أحدهما از إنائین متنجسٌ، و علم تفصیلی هم داریم بر اینکه این آن إنائی که یقین به تنجّس داریم در اینجا مشخص است، منبابمثال الآن برای ما در یوم الأحد بنجاسة أحد الإنائین المتیقنُ النجاسة تکلیف پیدا شد. این علم اجمالی در امروز برای ما منحل میشود که یومُ السبت است. چون در یوم السبت الآن أحد الإنائین به علم تفصیلی از مورد بحث خارج شد، حالا صحبت در این است آن تکلیف اجمالی قبل که به وجوب احتراز عن أحد الإنائین هست نسبت به یوم الأحد و یوم الإثنین و نسبت به سایر ایام به حال خود باقی است.
بنابراین در یوم السبت شما لازم نیست احتراز کنید اما در یوم الأحد باز باید احتراز کنید بهجهت اینکه تکلیف اجمالی مادامالعمر که یَجبُ الاحتراز عن النجس باشد در اینجا به تعدّد ایام به تعدد تکالیف منحل میشود. پس آن را چه باید کرد؟!
انبعاث تکلیف از علم
البته این اشکال اصلاً محل طرح ندارد منتها حالا چون ایشان گفته بودند ما مطرح کردیم. ایشان یک صفحه و نیم تا دو صفحه راجع به این بحث میکند و لا طائل تحته است. جوابش خیلی روشن است که تکلیف منبعث از علم است و وقتی که علم یقینی به یک شیء تعلق میگیرد دیگر او را از تحت اطراف علم اجمالی خارج میکند، اینهمه طول و تفصیل نسبت به این قضیه دادن نتیجۀ چندانی ندارد. بعد ایشان میفرمایند که در این مسئله فرقی نیست بین اینکه آن علم اجمالی بر آن علم تفصیلی بعد طاری بشود یا اصل مثبت باشد یا علم تعبّد و دلیل علمی باشد، در تمام این موارد فرق نمیکند.
یک مطلب در اینجا باقی میماند و آن مطلب جای دقت دارد و آن این است که اگر این نوع تکلیف مختلف بود یعنی تکلیف علم اجمالی ما به نجاست أحد الإنائین است اما علم تفصیلی ما به غصبیت أحد الإنائین تعلق گرفت. در مسئلۀ تکلیف آن آثار مترتبۀ بر تکلیف به لحاظ خصوص مورد متفاوت است؛ یکی از آن آثار احتراز عن الأکل و الشرب است، یکی از آن آثار منبابمثال احتراز عن التصرفات مثل بیع و شراء و امثالذلک است، یکی از آن آثار حرمت تَوضوء است، حرمت تطهیر است و اینها، الآن در علم اجمالی که فعلاً به نجاست أحد الإنائین تعلق گرفته است، اگر در علم تفصیلیِ بعد باز همین نجاست باشد، آن آثاری که مترتبۀ بر أحدهما از نقطهنظر احتراز عن النجس هست طبعاً آن آثار بهواسطۀ علم تفصیلی منتفی میشود چون علم تفصیلی موجب خروج از دایرۀ تکلیف میشود و وقتی که خارج شد شک، شک بدوی نسبت به این میشود که اکل باشد، شرب باشد، بیع باشد یا سایر استعمالات از آنچه که مترتّب بر نجاست است باشد.

