جلسه ۲۹۶
4شرایط تعلق تکلیف صلاة و صوم
به خلاف صلاة و صوم و حج که این تکالیف، تکالیفی است که نفس مکلف در تحقق این موضوع دخالت دارد. اگر وقت صلاة بشود و مکلف مغمیٰ علیه باشد، تکلیف به صلاة تعلق نمیگیرد. تکلیف به صلاة تعلق میگیرد به وقت زوال درصورتیکه مکلف غیر مغمیٰ علیه و عاقل و بالغ باشد و این شرائط را داشته باشد. اگر در وقت صلاة عاقل نباشد و مجنون باشد، تکلیف تعلق نمیگیرد ولو اینکه وقت زوال است؛ یعنی عقل بهعنوان جزءُ الموضوع در تعلق تکلیف دخالت دارد. اگر بالغ نباشد تکلیف تعلق نمیگیرد ولو صد مرتبه هم شمس زوال پیدا کند! اگر مغمیٰ علیه باشد ـ نائم نه ـ باز تکلیف تعلق نمیگیرد. اگر این اغماء در تمام وقت بین زوال و مغرب را استیعاب کند، تکلیف تعلق نمیگیرد.
پس در اینجا مکلفِ عاقل و بالغ و غیر مغمیٰ علیه بهعنوان جزء الموضوع است نه بهعنوان تمام الموضوع و نه بهعنوان شرط موضوع، حالا یا شرط باشد یا نباشد فرق نمیکند.
تقسیم بندی احکام
این مسئله تفاوت میکند بنابراین احکام به دو قسم داریم؛ یک قسم احکامی است که بر نفس اعیان خارج تعلق میگیرد منتها تعلقش بر مکلف بهعنوان ملازم و مباشر است. یک احکام دیگری داریم که به خود مکلف بما هو مکلف تعلق میگیرد یعنی متعلَّق احکام از نظر اتیان فعل یا از نظر ترک فعل، مکلف است. احکام نسبت به اموری که مربوط به نجاست، طهارات، محرّمات، دم، خمر، خنزیر، کلب، سایر لحوم محرّمه و امثالذلک است از قسم اول است؛ یعنی احکام به نفس تعیّن خارج تعلق میگیرد اما مکلف از حیث مباشرت و از حیث تناولِ با این اشیاء خارج مورد برای تکلیف قرار میگیرد.
در خمر حکم به حرمت خمر تعلق میگیرد، این خمر حرام است حالا هر مکلفی میخواهد باشد؛ مکلف سفیدپوست باشد، سیاهپوست باشد، سرخپوست باشد، بالغ باشد، جوان باشد، هِرَم باشد. هر مکلفی میخواهد باشد فرق نمیکند، حکم به نفس اجتناب عن هذا الإناء و عن هذا الشیء تعلق گرفته است. إجتنب عن الخمر! إحترز عن الخمر! تعلق میگیرد به مکلف حالا این مکلف هرکسی میخواهد باشد!

