اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۹۷

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

جلسه ۲۹۷

3
  • علم اجمالی مادامی مؤثر است که اصل سببی موجب انحلال آن نشود

  • با این تقریر تأیید این فرع، طبق فرع مرحوم آقای حکیم است. نکته‌ای که در اینجا به نظر می‌رسد این است که در قاعدۀ فراغ و همین‌طور در تنجّز علم اجمالی آنچه در اینجا غفلت شده مسئلۀ حکومت و یا غلبۀ اصل سببی بر اصل مسببّی است. در علم اجمالی که موجب تنجّز تکلیف به بطلان صلاة است آن علم اجمالی در اینجا مادامی مؤثر است که اصل سببی موجب انحلال علم اجمالی نشود، همان‌طوری‌که در سایر موارد با اصل تنزیلی یا با دلیل علمی یا علم، علم اجمالی منحل می‌شود. فرض کنید که علم اجمالی به نجاست أحد الإنائین قائم است اما دلیل علمی که وثاقت کلام راوی باشد یا شهادت عادل باشد بر طهارت متعیّنۀ این ماء یا بر نجاست متعیّنۀ این ماء موجب انحلال علم اجمالی است و انحلال، انحلال واقعی است. اگر دلیل علمی بر طهارت این ماء قائم باشد این فرد از دایرۀ علم اجمالی خارج می‌شود و طرف دیگر به دلیل تعبّد، متیقّن النجاسه می‌شود، چون این فرد تعبداً از دایرۀ علم اجمالی خارج شد. حجیت کلام راوی و شهادت بیّنه داریم؛ شهادت بیّنه حکم به طهارت این ماء می‌کند و وقتی حکم به طهارت این ماء کرد، در اینجا این فرد از دایرۀ علم اجمالی خارج می‌شود. این فرد در آن‌طرف نجاست می‌ماند. ما علم اجمالی داشتیم که یا این نجس است یا آن و وقتی که این متیقّن الطهاره یا متعبَّد الطهاره شد یعنی طهارت تعبّدی، نه طهارت یقینی، این از دایرۀ علم اجمالی خارج شد، این در تحت علم اجمالی که آیا این نجس است یا نه، متیقّن می‌شود یا به دلیل تعبّد. یعنی این ترکّز نجاست بر این و انحصار، انحصار الزامی و ضروری است یعنی وقتی این‌طرف به دلیل تعبّد از دایرۀ علم اجمالی خارج شد طبعاً آن‌طرف متیقّن النجاسه می‌شود چون علم اجمالی ما که ازبین نمی‌رود. یقیناً علم اجمالی ما با خروج این منحل نمی‌شود. آن علم اجمالی منحصر می‌شود همان‌طور که اگر بیّنه بیاید شهادت بر نجاست این إناء مشخص بدهد، با نجاست این إناء مشخص علم اجمالی منحل می‌شود و این مفروض الطهاره می‌شود. عکسش هم در اینجا هست؛ اگر بیّنه بیاید بر طهارت این شهادت بدهد و بگوید که بنده شاهدم بر اینکه این طاهر است این از علم اجمالی خارج می‌شود، این مفروض النجاسه می‌شود. چرا؟ چون علم اجمالی معارض نیست و با اینجا تعارض ندارد. آن علم اجمالی اول به حال خودش باقی است و این مفروض النجاسه می‌شود این‌هم مفروض الطهاره می‌شود، اینجا شهادت بیّنه هست.