جلسه ۲۹۷
6تلمیذ: ولی شک، شک بدوی است.
استاد: هرچه میخواهد باشد، من میخواهم بگویم که ما دو مسئله داریم؛ یک مسئلۀ نفسی و تکوینی داریم، یک مسئلۀ اعتباری و تنزیلی و تعبّدی داریم، آنچه را که مربوط به مسئلۀ نفسی است علم اجمالی است یا به فوات رکن و یا به فوات جزئی از وضو، این تا قیام قیامت باقی میماند ولی آیا این علم اجمالی تعبداً منحل میشود یا نمیشود؟ آن دیگر دست شارع هست؛ شارع ممکن است دلیل تنزیلی بیاورد و علم اجمالی را ازبین ببرد. دلیل تنزیلی چیست؟! قاعدۀ فراغ.
قاعدۀ فراغ میگوید که شک در وضو بعد از فراغ کلا شک است و وقتی کلا شک شد تنزیلاً این وضو صحیح میشود، وضو که صحیح شد صلاة هم صحیح میشود.
پس شک در فوات رکن شک بدوی میشود و شک بدوی هم با قاعدۀ لاتعاد ازبین میرود. درست شد؟! این تنزیلی میشود.
تلمیذ: یک اشکالی در اینجا هست.
استاد: این آقای ... میخواهد علیٰکلّحال مسئله را خراب کند، ما میخواهیم مدام درست کنیم و کار مردم را سهل کنیم اما او میخواهد کار را سخت کند. خب بفرمایید!
تلمیذ: در انحلال علم اجمالی ما یک طرف را متیقّن و متعیّن میکردیم یک طرف را شک بدوی میکردیم با این بیان که هردو طرف طرفین علم اجمالی شک بدوی شد.
استاد: عیب ندارد، بشود. وقتی که شما دلیل دارید أحدهما متنجّس یقیناً بیّنه میآید میگوید، شهادت بیّنه که علم شما را ازبین نمیبرد!
تلمیذ: نه دیگر، شهادت بیّنه میآید یک طرف را متعیّن میکند که نجس است!
استاد: شک شما را که ازبین نمیبرد، علم اجمالی شما را که ازبین نمیبرد، شما باز میگویید که لعل اینکه بیّنه اشتباه کرده ولی شارع چون به قول بیّنه حجیت میدهد در اینجا تعبّداً و تنزیلاً علم اجمالی منحل میشود. بنابراین ما دو مسئله داریم؛ یک مسئلۀ علم اجمالی داریم و یک مسئلۀ تنجّز علم اجمالی داریم. ممکن است شما علم اجمالی داشته باشید ولی بعد تبدیل به غیر منجّز شود. تا وقتی که شارع حکم به بطلان نکرده این علم اجمالی منجّز است و وقتی که شارع حکم به بطلان کرد تعبداً، دلیل تنزیلی و دلیل علمی میآید علم اجمالی را ازبین میبرد.

