جلسه ۲۹۸
4این از نقطهنظر شک در جزء بود که قاعدۀ فراغ در اینجا شامل میشود. حالا نسبت به اصل نماز هم همین را میگوییم؛ نسبت به اصل صلاة وقتی که شک در اتیان رکن دارد چون یقین دارد یا رُکنی از او فائت است یا جزئی از وضو، نسبت به اصل صلاة مشکوک هستید و در اینجا جای قاعدۀ فراغ است بله! اگر ما قاعدۀ فراغ نداشتیم در اینجا حکم به بطلان قطعاً میآمد اما وقتی که قاعدۀ فراغ داریم این شک بعد از صلاة نسبت به ترک رکنی از ارکان لا شک است وقتی که لا شک شد، این صلاة صحیح میشود.
اشکال دوم بر آقای حکیم از نقطهنظر ترتّب صحت
پس اشکال دومی که بر آقای حکیم وارد میشود اشکال از نقطهنظر ترتّب صحت است بر قاعدۀ فراغ که بعد از صلاة آمده است حالا اگر این در مورد شیء دیگر باشد اشکال ندارد مثل سایر موارد اطراف اجمالی که در آنجا بحثی نیست، ولی صحبت در این است که ایشان به این ضرس قاطع میفرمایند که شکی در بطلان صلاة نیست و وضو صحیح است،1 این در اینجا نیست مگر اجتماع متناقضین بااینکه اصل حکم در اینجا محل تردید است. چرا؟ چون در اینجا مسئله هیچ تفاوتی ندارد که قاعدۀ فراغ بیایید و موجب صحت وضو و صلاة شود یااینکه بیّنه از خارج بیاید و بگوید که من دیدم و صلاة شما را رؤیت کردم که صلاة تامّه و صحیح بود. پس این کلامِ بیّنه در حکم دلیل علمی است که موجب انحلال علم اجمالی خواهد شد، دلیل فراغ هم همین است. چه فرقی میکند؟! دلیل فراغ هم میگوید که وقتی که شک بعد از صلاة بود این شک لا شک است مثل اینکه بیّنه اقامه بشود که صلاة شما را دیدم و حکم به صحت صلاة بکند، علم اجمالی منحل میشود. پس در اینجا هم مسئله همین است.
- . حقائق الأصول، ج 2، ص 250.

