جلسه ۲۹۸
5عدم فرق بین انحلال تکوینی و حکمی علم اجمالی در بیان مرحوم آقای حکیم
پس این مبنای مرحوم آقای حکیم که فرق نمیکند در اطراف علم اجمالی بین اینکه اطراف علم اجمالی با دلیل علم و با یقین انحلال پیدا بشود که انحلال تکوینی باشد یا با دلیل علمی و تنزیلی انحلال پیدا بشود و آن دلیل تنزیلی، رفع تعبّدی و رفع حکمی آن علم سابق را در اینجا میکند، این مبنا مبنای صحیح است. ما میگوییم که پس چرا در اینجا به این مبنا عمل نشد؟! در وقتی که علم اجمالی داریم بر ترک جزئی از وضو و یا به ترک رکنی از صلاة پس چرا به قاعدۀ فراغ در اینجا عمل نکردید؟! مثل این میماند که بیّنه بیاید بگوید که أنا رأیتُ أنَّ وضوئک صحیحٌ تامٌ و لم یَفت منک جزءٌ مِن أجزاء الوضو اگر بیّنه این را بگوید خب خودش حجت است و موجب انحلال است. یااینکه بگوید: أنا شهدت صلاتک صحیحهً تامّه من التکبیر إلی التسلیم. یااینکه فرض بکنید خود مأموم در اینجا شهادت بدهد به اینکه هم تکبیر بود، هم اقامه بود، هم رکوع بود، هم سجود بود و قیام قبل از رکوع و تمام اینها صحیح و تامه بودند و این شک شما لا شک است مثل مواردی که امام باید به تذکر مأموم عمل بکند؛ متابعت تذکر مأموم کند، الآن هم همینطور است اگر بیاید بگوید ولو اینکه خود امام علم اجمالی دارد بر اینکه جزئی از وضو یا رکنی از ارکان فوت شده، الآن با تذکر مأموم که بگوید که نماز شما درست بوده [حکم به صحت میشود] و این حکم تعبدی و تنزیلی موجب انحلال علم اجمالی میشود. خب در اینجا هم ما همین را میگوییم که این قاعدۀ فراغ میگوید که بعد از فراغ ترتیب اثر به شک نده و این شک، لا شک است. شما چه میگویید؟! این جمع بین متناقضین است. مبنا درست است اما بِناء، بِناء غلطی است که ایشان در اینجا بنا نهادند. این بحث راجع به انحلال علم اجمالی تمام شد.

