جلسه ۲۹۹
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۲۹۹
6وصول انحصاری معصوم نسبت به احکام و تکالیف واقعیه
این جوابی که مرحوم آخوند میدهند جواب خوبی است اما جواب فنیتر این است که اصلاً ما در اینجا از ریشه علم اجمالی را درآوردیم! ـ البته نسبت به این قضیه باز یک مقدار تتمهای هست که بعداً میآید ـ ما از ریشه و از اصل علم اجمالی را درمیآوریم و آن اینکه علم اجمالی نسبت به تکالیف واقعی اصلاً منجّز نیست. بهخاطر اینکه وصول به آنها ممتنع و محال است. شما که علم اجمالی نسبت به تکالیف واقعیه دارید چطور ممکن است علم اجمالی منجّز باشد؟! مگر ما پیغمبر هستیم یا علم به غیب داریم تااینکه نسبت به آن تکالیف واقعیه بتوانیم وصول پیدا کنیم و بلاغ نسبت به ما حاصل بشود؟! فقط امام علیهالسّلام و معصوم میتواند نسبت به احکام و تکالیف واقعیه وصول پیدا کنند، ولی ما بهعنوان مکلف و جُهلا و جُهّال نسبت به تکالیف واقعیه و یک بشر عادی کیف یُمکن أن یصل إلی هذه التکالیف الواقعیة؟! چگونه میشود؟! درحالیکه آن مواردی که در دست ما از طرق و اصول و امارات هست همه ظنی الدلاله هستند یا قطعی الدلاله هستند ولی ظنی السند هستند، ظنی الوثاقه هستند.
پس اصلاً این علم اجمالی اول منجّز نیست حالا ما قطعاً علم پیدا کنیم تکالیف واقعی داریم، خب داریم که داریم چهکارش کنم؟! میگویند که آقا احتیاط کن احتیاط هم که در هر مورد نمیشود احتیاط موجب اختلال نظام است؛ شما در هر قضیهای شش طرف بچرخید نماز بخوانید با هر آبی ده دفعه وضو بگیرید، در اطعمه، اشربه، فلان و اینها هم احتیاط کنید و فقط با برگ درخت انجیر، یکی جلویتان بگذارید و یکی عقب و بخواهید در شوارع راه بروید و بعد هم فقط از آن علف بیابان که بالای کوه است و شرعاً حلال است بخواهید ارتزاق کنید خیال میکنم که این کار أشبه بالمجانین باشد! این دین است؟! نه، میگویند که وقتی که آدم و حوا را از بهشت بیرون کردند اینها دنبال هر درختی که رفتند برگش را بِکَنَند بالأخره به خود بچسبانند نشد فقط درخت انجیر خود را پایین آورد و از آن کندند، لذا انجیر هم از این نظر مورد [عنایت است] روایت داریم.1 حالا اینها همه تمثّل است و در عالم مثال و اینها این مسائل هست و در عالم مثال این قضایا انجام میشود نهاینکه حالا واقعاً درخت انجیر ظاهری و اینها بوده باشد چون هر درختی صورت مثالیاش در آنجاست و خصوصیاتش در آنجاست و آن حقیقت عینی آن در آنجاست.
- . تفسیر القرطبي، ج 7، ص 181.

