جلسه ۲۹۹
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۲۹۹
8خب این همان عطر و رائحۀ معنوی است. این نهاینکه حالا بوی سیب است بلکه یک رائحهای است که از آن تراوش میکند. خب این هست خیلیها این را فهمیدند و یک عطر خاصی را در بعضی از اوقات استشمام کردند. بستگی به آن حال و ارتباطشان دارد.
خیلی جالب بود آن سفر اول که ما نجف رفتیم حدود چهار سال پیش بود این فندق ما مشرف بر وادیالسلام بود. یعنی پنجره را باز میکردیم فقط یک دیوار بود اصلاً هیچ پیادهرو و اینها نداشت. اطاق ما هم تنها بود من یک اطاق تنها مانده بودم البته فندقش اطاق زیاد داشت رفقا همه باهم بودند و خیلی از رفقا میگفتند که تا طلوع آفتاب همینطور یک عطر عجیبی از ناحیۀ وادیالسلام در اطاقشان میآمد. بله! خیلی عجیب بود تعریف میکردند. درحالیکه در وادیالسلام اصلاً علف هم حتی نیست چه برسد به اینکه درخت و گل باشد ولی یک عطر خاصی بود که همینطور در را باز میکردند این باد که میآمد این را با خودش میآورد و تا طلوع آفتاب ادامه داشت و میگفتند که طلوع آفتاب تمام میشد.
اللهم صل علی محمد وآل محمد

