جلسه ۳۰۰
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۳۰۰
7تلمیذ: میمون میخندد!
استاد: میمون؟! نمیدانم! من ندیدم که بخندد!
ضحک از آثار وجود است ولی از آثار وجود ماهیت است یعنی این اثر از غیر از این ماهیت تراوش نمیکند و غیر از این ماهیت متصف به این اثر نمیشود و در اینجا انفکاک بین اوصاف باید کرد.
علیٰکلّحال با این استصحاب عدم قابلیت ما اصالت عدم تذکیه را در اینجا نمیتوانیم جاری بکنیم، آنوقت وقتی نتوانستیم جاری بکنیم، در اینجا اصل عدم حلیت میآید و این حلیت حالت سابقه دارد. وقتی که این عدم حلیت حالت سابقه داشت میبینیم که آیا بهواسطۀ فری اوداج آن عدم حلیت مرتفع شده است یا نه؟ میگوییم که این استصحاب این اقتضاء را میکند.
مثالی که مرحوم آقای حکیم زدند به آب کر است؛ اگر شخصی نذر کند که حتماً غسل خودش را با آب کر انجام دهد ـ خیلی دقت کنید در اینجا یک مسلک مخالف با کل اصولیین داریم که همه بهاتفاق این مطلب را گفتند که با وجود اصل سببی نوبت به اصل مسببّی میرسد، این بحث را که همۀ اصولیین کردند و اصل درستی هم هست این را در این مورد مانحنفیه و موارد دیگر منطبق کردند ـ حالا با یک آبی غسل میکند که غیر مسبوق به کرّیت و لا غیر کرّیت است یعنی نمیداند حالت سابقۀ این آب چه بوده است؛ آیا کر بوده یا حالت سابقه غیر کر دارد؟ یعنی الآن یک مقداری از این آب کم شده و نمیداند چقدر آب مصرف کرده است. الآن قطعاً اینکه باقی مانده آب غیر کر است یا آن حوضی که از آن آب برداشته غیر کر است ولی نمیداند که قبلاً کر بوده یا نبوده و حالت سابقه ندارد در اینجا چه باید کرد؟ قاعده چیست؟ آیا در اینجا میتوانید استصحاب غیر کرّیت کنید؟ حالت سابقه ندارد و مشخص نیست. آیا در اینجا استصحاب کرّیت باید بکنیم و بگوییم که غسلش درست است؟! اینهم حالت سابقه ندارد چون مشخص نیست. بالأخره این بیچاره باید در اینجا چهکار بکند؟!

