اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۰۰

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

جلسه ۳۰۰

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • مرحوم آخوند راجع به اجرا و عدم اجرای اصالة عدم تذکیه مطلبی دارند؛ در ذیل جریان اصل سببی و اصل موضوعی که درصورت وجود اصل موضوعی نوبت به برائت شرعیه و عقلیه نمی‌رسد. مثالی که مطرح می‌شود معمولاً مثال به اصالة عدم تذکیه درصورت اشتباه بین مأکول و غیر مأکول و مذکیٰ و غیر مذکیٰ است که با وجود اصالة عدم تذکیه نوبت به برائت شرعیه و اصالة الحل نمی‌رسد، زیرا اصل موضوعی در اینجا مبیّن موضوع برای حکم است و با وجود اصل موضوعی دیگر جایی برای اصل شرعی یعنی اصل حکمی نیست.

  • اختلاف در معنای تذکیه

  • بحث راجع به عدم تذکیه یا تذکیه بحثی است که بین آقایان به‌طور مبسوط مطرح شده است و در معنای تذکیه اختلاف وجود دارد؛ بعضی‌ها تذکیه را به معنای آن طهارت قابلۀ برای حلّیة الأکل یا طهارت قابلۀ برای آن طهارت ظاهریه قلمداد و تعریف کرده‌اند و شواهدی هم بر این مسئله هست؛ یعنی آن اثر و آن نوع طهارت خاص و آن نتیجه مانند ذکات که به معنای طهارت مال است یا روایاتی که در باب صید و رمایه دارد که «ذکاةُ السَّمک إخراجُهُ حَیّاً مِن الماء»1 که به معنای تذکیه است درحالی‌که در سمک فری اوداج معنا ندارد یا «ذَکاةُ الجَرادِ أخذه»2 این به این معناست. یااینکه در مورد مال داریم «ذَكاةُ الجَنینِ ذَكاةُ أُمِّهِ »3 در مورد فطریه هست که ذکات جنین همان ذکات اُم است که به معنای تذکیه است به معنای طهارت است و زکاة به معنای رشد و نمو است و تذکیه به معنای طهارت است ﴿هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلۡأُمِّيِّ‍ۧنَ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ﴾4 این تزکیه به معنای رشد است یعنی آنها را رشد می‌دهد. ولی تذکیه به معنای تطهیر است؛ طهارت؛ طاهر کردن.

  • دراین‌صورت اگر در شبهات موضوعیه امر دایر بشود که آیا فری اوداج شده است یا نه؟ یااینکه من‌باب‌مثال عدالت شرط است، در شرط بودنش حرف نیست، آیا این ذابح عادل بود یا نبود؟ یا مسلمان بود یا نبود؟ در شبهۀ موضوعیه در اینجا اصالت عدم تذکیه جاری می‌شود. چرا؟ اصل عدم تذکیه به معنای اصل سابق است؛ یعنی حالت سابقه در اینجا لحاظ شده است؛ قبل از اینکه این عمل انجام بگیرد آن طهارت قابلۀ حلیت اکل نبود. آدم گوشت گوسفند زنده را که نمی‌خورد! یااینکه فرض کنید ماهی در دریا را که نمی‌خورد! باید این محل محلّ قابل باشد. آن قابلیت بعد از فری اوداج می‌آید بعد از اخراج سمک آن قابلیت حاصل می‌شود.

    1. وسائل الشیعة، ج ۲4، أبوابُ الذَّبائِحِ، 31 ـ بابُ أنَّ ذَكاةَ السَّمَكِ إخراجُهُ مِنَ الماءِ حَیّاً و یَحِلُّ بِغَیرِ تَسمیَة، ص ۷5، ح 8، با قدری اختلاف.
    2. الكافي، ج ‌6، كتابُ الصَّید، بابُ الجَراد، ص 222، ح 1:
      «عَن مَسعَدَةَ بنِ صَدَقَةَ قال: سُئِلَ‌ أبوعَبدِاللهِ علیه‌السّلام عَن أكلِ الجَرادِ فقال:” لا بَأسَ بِأكلِهِ.“ ثُمَّ قال علیه‌السّلام: ”إنَّهُ نَثرَةٌ مِن حوتٍ‌ فی البَحرِ.“ ثُمَّ قال ”إنَّ عَلیّاً علیه‌السّلام قال: إنَّ السَّمَكَ‌ و الجَرادَ إذا خَرَجَ مِنَ الماءِ فَهوَ ذَكیٌ‌ و الأرضُ لِلجَرادِ مَصیَدَةٌ و لِلسَّمَكِ قَد یَكونُ أیضاً.“»
      ترجمه: «مسعدة بن صدقه گويد: از امام صادق عليه‌السّلام درباره خوردن ملخ پرسيده شد. فرمود: خوردن آن ايرادى ندارد. آن‌گاه فرمود: ملخ، گونه‌اى از ماهى دريايى است. سپس فرمود: على عليه‌السّلام فرمود: هرگاه ماهى و ملخ را از آب بيرون بياورند، تذكيه شده است و زمين، دام و تلۀ ملخ است. ماهى نيز همين حكم را دارد.» (محقق)
    3. وسائل الشيعة، ج ‌24، أبوابُ الذَّبائِحِ، 18 ـ بابُ أنَّ الجَنینَ ذَكاتُهُ ذَكاةُ أُمِّهِ ...، ص 36، ح 2:
      «عن الفَضلِ بنِ شاذانَ عن الرِّضا علیه‌السلام فی كِتابِهِ إلى المأمونِ قال: ”و ذَكاةُ الجَنینِ ذَكاةُ أُمِّهِ إذا أشعَرَ و أوبَرَ.»
      ترجمه: «از فضل بن شاذان نقل شده است که امام رضا علیه‌السّلام در نامه به مأمون نوشتند: ذبح جنين، ذبح مادر اوست، درصورتی‌که مو و پشم بر او روئیده باشد.»
    4. . سوره جمعه (62) آیه2. انوار الملكوت، ج ‌2، ص 36:
      «اوست آن خدائى كه در ميان مردمان درس نخوانده برانگيخته است پيامبرى را از خود آنها تا آيات خدا را بر آنها تلاوت كند و آنها را نموّ و رشد بدهد.»