جلسه ۳۰۰
3در همینجا مرحوم آخوند عبارتی دارند و میفرمایند که اگر مقصود از تذکیه به معنای حلیت اکل است یعنی در اینجا مسئله به آن استصحاب حلیت اکل ممکن است جاری بشود؛ یعنی اجازه ندهد که اصل عدم تذکیه در اینجا بیاید چون بالأخره در زمانی که این گوسفند الآن حیّ است لحمش هم طاهر است و بعد از اینکه فری اوداج شد و شبهه شبهۀ موضوعیه است در اینجا همان استصحاب طهارت خود آن لحم در اینجا انجام میشود که ایشان فرمودند که ممکن است بگوییم که خود آن لحم در زمان حیات این لا یؤکل است و حتی اگر این طبخ بشود نجس است بلکه باید بهواسطۀ ذبح باشد پس نمیتواند اینجا مطرح بشود. علیٰکلّحال بهعنوان یک شبهه مطرح کردهاند.1
خب در اینجا چون هنوز آن اثر وجود ندارد شک در شبهۀ موضوعیه ایجاب اصالة عدم تذکیه را میکند این برای شبهۀ موضوعیه است اما دربارۀ شبهۀ حکمیه هم از همین قبیل است؛ شک در اینکه آیا این حیوان قابل تذکیه است یا نه؟ شبهۀ حکمیه است دیگر. شک در اینکه آیا اسلام یا عدالت شرط در تذکیه است یا نه؟ شبهات حکمیه است. شک در اینکه آیا استقبال قبله شرط در تذکیه است؟ اینها همه شبهات حکمیه است. باز در اینجا اصالة عدم تذکیه حاکم است زیرا نفس آن حالت، مسبوق به عدم است و استصحاب آن عدم حالت سابقه که از آن تعبیر به اصالة عدم تذکیه می شود حتی در شبهات حکمیه هم در اینجا میآید. این بنا بر آن جهتی است که منظور ما از تذکیه آن حالتی باشد که بهواسطۀ آن حالت، حلیت اکل و طهارت ذاتیه مترتب میشود.
حالا اگر تعریف دیگری را برای تذکیه انتخاب کنیم همانطور که خیلیها قائل به این مسئله شدند که آن عبارت از فری اوداج اربعه است بهانضمام بقیۀ شرائط که بسم الله و استقبال و اسلام ذابح و حدیدیت سکیّن و از جملۀ آنها قابلیت محل است اگر اینطور باشد مسئله تفاوت پیدا میکند. در شبهات موضوعیه اصالت عدم تذکیه جاری میشود زیرا در آنجا حالت سابقه وجود دارد. فرض کنید شک در استقبال و عدم استقبال در شبهات موضوعی نه شبهات حکمیه ...؛ یک وقت استقبال بهعنوان شبهۀ حکمیه است یعنی در شرطیت استقبال شک داریم، یک وقتی نه در شرطیت استقبال شک نداریم شک داریم استقبال انجام شده یا نشده دلیلش این است شبهۀ موضوعیه است یا شک داریم فری اوداج اربعه شده یا نشده؟ شک داریم این ذابح مسلمان بوده یا نبوده؟ شبهه داریم این ذابح آیا مسلمان است یا نه؟ در اینجا اصل عدم تذکیه میآید، چرا؟! چون یکی از آن شرائط هم ولو مشکوک باشد آن حالت سابقه که عدم فری اوداج در این زمینه و با این شرائط باشد [باعث اصل عدم تذکیه میشود] چون قبلاً بوده دیگر، عدم فری اوداج در یک همچنین زمینهای بوده و این حالت سابقه بوده است و ما استصحاب میکنیم؛ استصحاب عدم فری اوداج در این زمینه با این شرائط پس اصل عدم تذکیه میآید.
- . کفایة الأصول، ص 349.

