جلسه ۳۰۰
4کلام در شبهات حکمیه در اینجا هست اینجا محل بحث است که اگر مقصود از تذکیه فری اوداج بهانضمام شرائط و مِن جملتِها قابلیت محل است، درصورت شک مسئله از چه قرار است؟ قاعدتاً باید بگوییم که اصل عدم تذکیه در اینجا جاری نیست. چرا؟ زیرا در اینجا تحقق آن وصف یا متیقّن الثبوت است یا متیقّن العدم است مثلاً اگر انسان شک در عدالت ذابح داشته باشد بهعنوان شبهۀ حکمیه یا شک در اسلام، نمیداند که از ناحیۀ شرع اسلام جزو شرائط هست یا جزو شرائط نیست، پس شبهۀ حکمیه میشود و وقتی شبهۀ حکمیه شد مقام، مقام اجمال یا مقام ابهام میشود. در اینجا باید چه اصلی جاری کند؟ حالا فری اوداج اربعه شده استقبال هم شده اما اسلام در اینجا نبود حالا ما شک داریم که آیا اسلام جزو شرائط هست یا نه؟! در اینجا اصل عدم تذکیه جاری نیست چرا جاری نیست؟ چون یااینکه این تذکیه بدون شرطیت اسلام قطعاً محقق است، پس در اینجا لحم مأکول است و حلیت لحم در اینجا ثابت است، یا آن تذکیه مشروط به اسلام است، قطعاً در اینجا تذکیه محقق نشده است، ما در اینجا حالت سابقه نداریم تا اصل عدم تذکیه را جاری کنیم. چون یا قطعاً اسلام جزو شرایط تذکیه است که اگر هست پس این منع دارد و مأکول نیست، یااینکه در اینجا اسلام شرط نیست پس این مأکول میشود. اصالة عدم تذکیه در اینجا حذف میشود.
درست مثل استصحاب نهاریت درصورت شبهۀ حکمیه در مورد استتار قرص؛ در هنگام غروب شبهه این است که آیا استتار قرص موجب انقطاع نهاریت است و نهار تمام میشود یا نمیشود؟ اگر نهار تمام بشود وجوب صلاة بار میشود، افطار صوم در اینجا بار میشود و امثالذلک. اگر در اینجا استتار قرص تا ذهاب حمرۀ مشرقیه که تقریباً بیست دقیقه یا یک ربعی شاید بعدش طول بکشد این مدت جزو نهار است، پس برای وجوب صلاة باید تا ذهاب حمرۀ مشرقیه صبر کرد و برای افطار باید تا آن موقع صبر کرد. حالا آیا ما در اینجا میتوانیم استصحاب نهاریت درصورت استتار قرص کنیم درحالیکه هنوز ذهاب حمرۀ مشرقیه نشده است؟! در اینجا چه اصلی هست؟! شما میگویید که استصحاب نهاریت میکنیم. شبهۀ ما در اینجا شبهۀ حکمیه است؛ اصلاً شبهه شبهۀ مفهومیه است و نمیدانیم در مفهوم نهار ذهاب حمرۀ مشرقیه هم خوابیده یا نخوابیده است. آنوقت شما چه حالت سابقهای را میخواهید استصحاب کنید؟!

