اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۰۱

0
اصول
اصول
جلسات

التقریر الثانی: أصالة الحظر

جلسه ۳۰۱

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • ادلّۀ قائلین به احتیاط نسبت به وجوب توقف در شبهات تحریمیه عرض شد که دلیل دومِ عقل، قولِ به اصالة الحظر ماقبل شرع بود. البته این قول به اصالة الحظر در وقتی منجّز است که ما استصحاب مابعدالشرع را نسبت به این مسئله جاری کنیم والاّ بدون استصحاب این دلیل ناتمام است.

  • دلیلی که اینها برای اصالة الحظر آورده‌اند که مرحوم آخوند از آن جواب داده‌اند، این دلیل به اصل قضیه به تصرف در ملک مولا برمی‌گردد بدون اذن و اجازۀ او، در غیر از موارد ضروری. در این مسئله مولا را به موالی عرفیه قیاس کرده‌اند که عبد در موالی عرفیه بدون اجازۀ مولا حق تصرف در مال مولا را ندارد و همین‌طور حتی نسبت به افعال خودش هم نمی‌تواند تصرف داشته باشد، چون العَبدُ و ما فی یَدَیهِ کانَ لِلمولیٰ این دلیل اول آنها بود.1

  • فرق موالی عرفیه با مولای حقیقی

  • اشکالی که بر این مسئله وارد می‌شود این قول به فصل بین موالی عرفیه و بین مولای حقیقی است؛ فرمودند که در موالی عرفیه از آنجایی که تصرف در ملکیت براساس احتیاج و افتقار موالی عرفیه به تصرفات هست از این نقطه‌نظر تصرف در مِلک موالی عرفیه باید توأم با اذن از طرف آنها باشد اما مولای حقیقی که غنی بالذّات است او در اینجا هیچ‌گونه احتیاجی به تصرفات عبید نسبت به [اموال] ندارد و آن غناء موجب اختیار عبید در تصرفاتشان به حیطۀ همان تملکاتشان برمی‌گردد.

  • این دلیل نمی‌تواند موجب رد اینها باشد زیرا مسئلۀ جواز و عدم جواز براساس فقر و غناء در موالی عرفیه و مولای حقیقی نیست، چه مولای حقیقی غنی باشد و چه محتاج باشد در هردو صورت این اختیار در تصرف ـ‌ چون این اختیار در تصرف ملک مولا است ـ‌ باید به اذن و اجازۀ او باشد. همان‌طور که در روایات هم نسبت به این قضیه روایت داریم که انسان نمی‌تواند حتی یک خدشی را بر خودش ایجاد کند2 و دلیلش هم همین تصرف در ملک مولا است و آن مسئله به اینجا برمی‌گردد؛ یعنی ملک مولا در اینجا مورد تصرف واقع شده است و این‌هم یکی از مسائل بسیار مهم است و ما دربارۀ این قضیه در آیات قرآن هم اتفاقاً داریم که می‌فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَهَ يَأۡمُرُكُمۡ أَن تُؤَدُّواْ ٱلۡأَمَٰنَٰتِ إِلَىٰٓ أَهۡلِهَا﴾3 در ذیل این آیۀ شریفه روایاتی هست که منظور از امانات، ایتامی هستند که تکفّل آنها به انسان تفویض شده است و همین‌طور ترتیب اولاد که اینها اماناتی هستند در دست انسان و همین‌طور ارتباط انسان با عائله که همۀ اینها در روایت مشمول امانات قرار گرفته‌‌اند.4 درحالی‌که خداوند غنّی بالذّات است اما ارتباط خدای متعال با بندگان خود این ارتباط به‌نحوی است که موجب عدم تخیل استقلال در تصرف نسبت به خود و نسبت به جوانب و اطراف خود خواهد شد. یعنی مِلاک برای این رد، غنای پروردگار نیست و حتی اگر خدا هم غنی باشد ـ که هست ـ باز این تصرف در مِلاک مولا قبیح هست زیرا مولا هدف و غایتی از این خلقت مدّنظر داشته است و اگر هر تصرفی مُنافی با این غایت و هدف باشد، این تصرف خارج از اذن و امضاء و تقریر مولا خواهد بود.

    1. . جهت اطلاع رجوع شود كفاية الأصول، ص 347 و فرائد الأصول، ج ‌2، ص 90.
    2. . مصدر در حال بررسی
    3. . سوره نساء (4) آیه 58.
      ترجمه: «همانا خدا به شما امر می‌کند که امانت‌ها را به صاحبانش باز دهید.» (محقق)
    4. مستدرک الوسائل، ج ۱4، أبوابُ عقدِ النِّكاحِ و أولیاءِ العقدِ، 17 ـ بابُ نوادِرِ ما یتعلّقُ بِأبوابِ عقدِ النِّكاحِ و أولیاءِ العقدِ، ص ۳۲4، ح 16840.