اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۰۲

0
اصول
اصول

التقریر الثالث: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۰۲

3
  • مراتب داشتن موضوعات مختلفۀ احکام

  • من تصور می‌کنم که قائلین به احتیاط در دلیل عقلی مطلب دیگری را مدّنظر داشتند و آن مسئله عبارت است از اختلاف مراتب احکام شدّتاً و ضعفاً و اولاً و ثانیاً و تقدّماً و تأخّراً به‌نحوی‌که آن اختلاف در مراتب احکام به‌واسطۀ اختلاف در موضوعات احکام، موجب یک علم اجمالی شده است که آنچه را که از ادلّه در کتب شیعه برای بیان احکام وجود دارد تکافی تقابل با این مقدار از معلوم بالإجمال را نمی‌کند. مثلاً یکی از موضوعات احکام مسئلۀ طهارت است همین‌طور یکی دیگر از آنها مسئلۀ نجاست است و همین‌طور مسئلۀ معاملات، عبادات، مسئلۀ اکل و شرب است این موضوعات مختلفۀ احکام همه به یک منوال نیستند بلکه اینها دارای مراتب مختلفی است. یکی از آن موضوعات احکام مربوط به قتل است یکی از آن موضوعات مربوط به اَعراض است یکی از آن موضوعات مربوط به نکاح است. این موضوعات را هم در ضمن داریم. حالا صحبت در این است که آن مقداری که در کتب راجع به بیان موضوعات احکام وجود دارد از نقطه‌نظر اهمیت آیا به مقدار معلوم بالإجمال ما هست یا نیست؟ شک در این است. وقتی که ما در این مسئله شک داشتیم دیگر آن علم تفصیلی صغیر موجب انحلال علم اجمالی کبیر نخواهد شد؛ یعنی در اینجا شبهه، شبهۀ مفهومی می‌شود.

  • آنچه که در علم اجمالی مورد بحث است و شکی در آن نیست این است که چنانچه اطراف علم اجمالی غیر محصور باشد، اما علم تفصیلی صغیر از نقطه‌نظر مفهومی و از نقطه‌نظر مصداق از هردو جهت بتواند ناظر به آن علم اجمالی باشد دراین‌صورت می‌تواند گفت که این علم تفصیلی موجب انحلال علم اجمالی خواهد شد.

  • من‌باب‌مثال مولا می‌گوید که أکرم العلماء این أکرم العلماء از نقطه‌نظر مفهومی مشخص است؛ عالِم مشخص است و خود مولا تعریف علما را کرده است که العالمُ عِندی: الفقیه أو الحکیم أو الأصولی من‌باب‌مثال این سه گروه از افراد داخل در تحت عنوان عالم هستند و این امر همۀ اینها را شامل می‌شود. حالا فرض کنید ما در قم آمدیم و از نقطه‌نظر مصادیق علم، افرادی در اینجا مشخص شدند فرض کنید که هذا فقیهٌ و هذا اصولیٌ و هذا حکیمٌ این افراد را در اینجا حیازت کردیم و بعد همه را اکرام کردیم و بعد شک داریم که آیا این شخص دیگر که طلبه است آیا فقیه است یا فقیه نیست! در اینجا این علم تفصیلی ما موجب انحلال علم اجمالی می‌شود و شک در این شخص شبهۀ بدوی است که آیا این در تحت علم داخل هست یا در تحت علم داخل نیست. شبهۀ بدوی می‌شود. چرا؟ چون افراد معلومُ الحال و معلوم المصداق را ما در اینجا که در تحت علما هستند اکرامشان کردیم.