جلسه ۳۰۲
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
قائلین به احتیاط، در حجت عقلی دو دلیل اقامه کردند؛ دلیل اول مسئلۀ احراز علم اجمالی بر اوامر و نواهی و تکالیف و عدم برائت ذمه با وجود اشتغال یقینی بود. نسبت به این مسئله مرحوم آخوند جواب دادند و مطلب را به انحلال علم اجمالی با توجه به علم تفصیلی به مقدار معیّن، یا حداقل به مقدار قابل برای انحلال علم اجمالی کبیر منتهی کردند.
البته دربارۀ علم اجمالی این قضیه هست که اگر ما صرفاً به نفس تکالیف و اوامر و نواهی که بهنحو اجمال در مورد احکام شریعت، قائل باشیم مسئله قابل صدق است. بهجهت اینکه بالأخره اینهمه روایات و ادلّهای که در کتب شیعه مذکور است بهانضمام آیات قرآن و بهانضمام مستقلات عقلیه که بهعنوان سیرۀ عقلائیه و همانطور سیرۀ عقلائیه ـ نه آن جنبۀ استقلال ـ در مورد احکام و قوانین وجود دارد میتواند موجب انحلال علم اجمالی بشود و طبیعی است که مابقی از این ادلّه و روایات، مندرج تحت شبهۀ بدویه است که در شبهۀ بدویه قطعاً اصل با برائت است الاّ اینکه بعداً دلیل خلاف بر او اقامه بشود. از این نقطهنظر اشکال مرحوم آخوند و همینطور سایر مستشکلین از مقرّرین مباحث مرحوم آخوند بر این نظریۀ اخباریین وارد است.
ولی مطلب و صحبت ما در مورد علم اجمالی بهنحو دیگری است؛ یعنی افقِ دید و افقِ بینش ما در مورد احکام و تکالیف نسب به انحلال و عدم انحلال علم اجمالی با آنچه که مدّنظر اَعلام است تفاوت دارد؛ آقایان در مورد علم اجمالی و تکالیفی که در کتب شیعه، ادلّه و روایات بر آن اقامه شده است همه را به یک نَظره و به یک منوال نگاه میکنند؛ یعنی احکام و تکالیف در مسئلۀ علم اجمالی با آن احکام و تکالیفی که ادلّه بر آن در کتب اقامه شده است تفاوتی ندارد و همه به یک منوال است؛ اگر واجب است به یک منوال است اگر حرام است به یک منوال است مستحب و مکروه همه به یک منوال است. دراینصورت مشخص است که ما در کتب شیعه به مقدار کافی دلیل داریم و همینطور از سایر مستقلات عقلیه و آیات برای رفع این عویصه میتوانیم استمداد کنیم.

