جلسه ۳۰۵
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۰۵
8حالا اگر مواردی باشد که شارع نسبت به قابلیت محل تصریح کرده باشد و در آیات قرآن و روایات بیان شده باشد که فبها المراد. شبهۀ بعد، از قابلیت محل به سایر شرائط در شبهات موضوعیه یا شبهات حکمیه برمیگردد؛ اینکه آیا استقبال شرط است یا نه؟ شبهۀ حکمیه است و اینکه برفرض وجوب استقبال آیا این بهطرف قبله بوده است یا نه؟ شبهۀ موضوعیه میشود. حالا اگر مسئله به قابلیت محل باشد، شارع عدم قابلیت را بیان کرده باشد مثل سگ و خوک و اینها، یااینکه شارع حکم به قابلیت تذکیه کرده است در [این دو مورد] حرفی نیست.
اما اگر موردی پیدا بشود که مشکوک باشد بین مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ بین الاتصاف بالقابلیة و عدم الاتصاف بِالقابلیة مثل المتولَّدِ مِن حلالٍ و حرام که لا یلحق عرفاً بِأحدهما این در اینجا شبهۀ موضوعیه است و ما نمیدانیم که این داخل در آن است یا این است. یا اصلاً شبهه را بگوییم که شبهۀ حکمیه است و حیوانی است که حکمش را نمیدانیم که قابلیت دارد یا ندارد؟ در اینجا چه اصلی حاکم است؟! اصل در اینجا عدم قابلیت است یا اصل در اینجا خود قابلیت است؟!
البته راجع به بحث عدم و ملکه در این جلسه نمیشود راجع به آن صحبت شود إنشاءالله بعداً میآید یا همینطور راجع به تقابل مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ بهعنوان سلب محمولی یا سلب رابط، ممکن است مسائلی بعداً گفته بشود.
در مورد خصوصِ قابلیت آیا اصلی در اینجا وجود دارد که اثبات عدم قابلیت را بکند یا ما اصلی در اینجا نداریم؟ بنابراین که این مسئلۀ قابلیت بعضیها گفتهاند که وصف برای ماهیت است یعنی خود نفس حیوان، مِن حیثُ هوَ هو در عالم قبل الخلق این حیوان در عالم تقرّر ماهیات قابلیت دارد یا قابلیت ندارد. بنابراین وقتی که این حیوان متولّد میشود این وصف ماهیت را با خودش یا دارد یا ندارد. در اینجا نمیشود حکم به عدم قابلیت کرد. چرا؟ زیرا همینکه این ماهیت بخواهد پا به عرصۀ وجود بگذارد نمیشود حالت سابقه برایش تصور کرد. این ماهیت به دو قسم است. منبابمثال آن صوتی که از دهان انسان بیرون میآید یا فعل است و یا اسم است. این فعل و اسم بودن وصف برای صوت است به لحاظ ماهیت صوت؛ البته این مسئله اشتباه است، بعداً میگوییم که وصف وجود است نه وصف ماهیت، حالا بنا بر این که حالا این حرف، حرف صحیح باشد. در اینجا اصل نداریم چون حالت سابقه ندارد ولی این حرف مردود است بهجهت اینکه قابلیت و امثال قابلیت همه وصف وجود هستند نه وصف ماهیت.

