جلسه ۳۰۵
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۰۵
9معنای وصف ماهیت
وصف ماهیت آن وصفی است که به نفس ذات حیوان برگردد نه به اعراض خارجی. اگر وصف برای وجود باشد یعنی بعد از اینکه وجود پیدا کرد شارع به این حیوان قابلیت میدهد یا قابلیت نمیدهد. مسلّم این است که در اینجا این حالت سابقهاش عبارت از عدم است الاّ اینکه ثابت شده باشد که افاضۀ قابلیت به این شده است. استصحاب عدم قابلیت بعد الوجود اقتضاء میکند که حکم به عدم تذکیه برای او تا زهاق روح در اینجا بشود. اینها در اینجا قائل به این اصل شدهاند.1 ولکن این مسئلۀ هم مورد خدشه قرار میگیرد بهجهت اینکه چون قابلیت وصف تکوینی محل است بنابراین گرچه وصف وجود است اما این وجود بدون قابلیت محقق نمیشود؛ یا قابلیت هست یا قابلیت نیست. بناءًعلیٰهذا ما حالت سابقهای برای قابلیت نداریم که بهواسطۀ آن حالت سابقه، استصحاب عدم قابلیت بکنیم.
بنابراین اگر در جایی شک بین قابلیت و عدم قابلیت بود، اصالت عدم تذکیه به لحاظ عدم قابلیت در آنجا جاری نمیشود. وقتی که اصل موضوعی در اینجا جاری نشد، آنوقت نوبت به اصل حکمی میرسد؛ آن اصل حکمی همان نفس عدم تذکیۀ در حال حیات است؛ آن عدم تذکیه در حال حیات جاری میشود، نه عدم قابلیت. چون در حال حیات که مذکّیٰ نبود و زهاق روح با شرائط خاصه از آن نشده بود لذا آن عدم تذکیه و استصحاب عدم جاری میشود و حکم بر عدم تذکیۀ بعد از زهاق روح میشود. لذا در اینجا به این جهت باید حکم به حرمت کرد.
تلمیذ: حیوان که میمیرد مگر روحش هم با خودش گوشت همراه است؟ چه نوع تأثیری است که روی نفس انسان میگذارد؟
استاد: این گوشت در ارتباط با این روح پرورش پیدا کرده است همانطوریکه خود حیوان فیحدّنفسه یک روح دارد خود آن گوشت و لحم هم یک روح دارد. اینطور نیست که جدا باشد؛ غیر از روح حیوانی یک روح دیگری دارد قریب به روح حیوانی که همان ملکوت و برزخ این لحم است. آن جهت در انسان اثر میگذارد همانطوریکه ماده در مجرد اثر نمیگذارد و باید مجرد باشد که در مجرد اثر بگذارد همینطور آن نفس ملکوتی این لحم است که مکدِّر است یا منوِّر است. آن روح حیوانی رفت و آنچه که فعلاً هست لحم است خود این لحم هم برای خودش یک نفسی دارد؛ یک ظلمتی دارد و یک نورانیتی دارد که آن ظلمت و نورانیت منظور است نه نفس لحمیّت، لحمیّت.
- . مصدر در حال بررسی

