جلسه ۳۰۵
6روی این جهت قابلیت بهعنوان یک وصفی میشود که این وصف متعلق به محل حیوانی است که این حیوان مذکّیٰ است. البته در اینجا آیۀ قرآن که میفرماید: ﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾ این ﴿ذَكَّيۡتُمۡ﴾ در اینجا انتساب به فاعل است یعنی آن را که شما تذکیه کردید یعنی این تذکیه نتیجۀ فعل فاعل است. چطور میشود که انسان تذکیه کند؟ تذکیه یا به ایجاد مسبب است بهواسطۀ ایجاد سبب یا به نفس همان سبب تعلق میگیرد ولی از آنجایی که آن فعل عبارت از آن عملی است که فاعل آن عمل را انجام میدهد، نمیتواند آن عمل به آن حیوان مستند باشد. فاعل که فری اوداج اربعه را میکند و بسم الله میگوید، استقبال، حدید و امثالذلک را رعایت میکند تمام اینها انتساب به فاعل دارد درحالیکه در این آیۀ شریفه، حیوان وصف برای تذکیه قرار گرفته است به لحاظ فعلِ فاعل. یعنی همانطور که وقتی ضارب یک ضربی از او سر میزند جنبۀ مضروبیت وصف برای مضروب است نه وصف برای ضارب، آن جنبۀ ضاربیت وصف برای ضارب است یعنی آن جنبۀ زدن، این زدن دو حالت دارد؛ یک اتصاف موجب اتصاف فاعل است میشود ضارب، یکی موجب اتصاف مفعول است میشود مضروب.
بنابراین در آیۀ شریفه به این ذکاة دو لحاظ داده است؛ یکی ذکاة را مستند به فاعل کرده است یعنی شما تذکیه میکنید یعنی شما عملی را انجام میدهید که این حیوان در خارج تذکیه میشود. این عملی را که شما انجام میدهید انتساب به فاعل دارد ولی آنچه که تذکیه میشود چیست؟ آن همان غنم است لحم و حیوان است. [آیه میگوید که] آن حیوانی را که شما او را تذکیه کردید، یعنی چه تذکیه کردید؟ پاک کردید. پس معلوم میشود بعد از اتصاف فاعل به این وصف یک اتصافی بر محل بهوجود میآید که آن اتصافِ محل اسمش تذکیه است. آن عبارت از نتیجه و مسبب و متأثِّر است؛ آن اثر که اثر فعل فاعلی است آن فعل فاعلی یک نتیجهای را در محل بهوجود میآورد که به آن تذکیه میگویند.

