اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۰۸

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۰۸

3
  • در مورد مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ هم مسئله همین‌طور است ایشان می‌گویند که غیر مذکّیٰ، از نقطه‌نظر صدق عرفی بر موردی اطلاق می‌شود که زَهقَ روحُه؛ ولکن زَهَق روحُهُ بغیر الشرائطِ التذکیة مثل استقبال و امثال‌ذلک، این را مذکّیٰ یا غیر مذکّیٰ می‌گویند.1

  • اما یک وقتی حیوانی زنده است، غنم زنده است، بقر حیّ است از انسان سؤال می‌کنند که آیا این مذکّیٰ است؟! یعنی آیا این حیوان با شرائط مذکوره فری اوداج شده است؟ می‌گوییم که نه لیس بِمذکّیٰ. این لیس بِمذکّیٰ که در اینجا می‌گوییم، به لحاظ حیثیت شأنیه نیست آن لیس بِمذکّیٰ با این لیس بِمذکّیٰ زمین تا آسمان فرق می‌کند.

  • آن‌وقت که می‌گوییم: لیس بِمذکّیٰ حیوانی هست که زهق روحُه است الآن این بقر در اینجا افتاده و مطروح علی الأرض است و ما می‌دانیم این غیر مذکّیٰ است أکَلُه السَّبع است یا مات حتف أنفه است. از ما سؤال می‌کنند که هذا مذکّیٰ أو غیر مذکّیٰ؟ می‌گوییم که هذا لیس بِمذکّیٰ، می‌گوید که چرا؟! می‌گوییم: به‌جهت اینکه این مات حتف أنفه بوده، فری اوداج نشده است، بنابراین در اینجا لحاظ حیثیت شأنیه شده است.

  • یعنی هذا الحیوان مِن شأنهِ أن یکونَ مذکّیٰ مع زهاق روحه ولکن در اینجا لیس بِمذکّیٰ مع زهاق روحه، در هردو زهاق روح هست ولی در آن اولی مذکّیٰ و در دومی غیر مذکّیٰ است و اما در اینجا مقصود از غیر مذکّیٰ نفس نفی عنوان تذکیه است ولو کان غنم حیاً، فرض کنید در اینجا می‌گوییم که آیا این دیوار جالس است؟ می‌گوییم که نه این دیوار جالس نیست یعنی اصلاً جلوس و قیام به دیوار مربوط نیست، می‌گوییم که آیا این دیوار می‌بیند؟ می‌گوییم که نه این دیوار نمی‌بیند، مقصود نه‌اینکه اعمیٰ است بلکه منظور نفس نفی این وصفیت است.

  • در اینجا هم که حیوان، حیوان حیّ است از انسان سؤال می‌کنند که هذا مذکّی؟ [می‌گوید که] لا، هذا لم یُذبَح و لم یُذبَح فَلم یکونَ مذکّیٰ این فلا یکون مذکّیٰ از باب سلب و ایجاب است نه از باب عدم و ملکه، این اطلاق وصفیت و این اطلاق نعتی که الآن بر این حیوان حیّ در اینجا می‌شود اگر به این نحو و کیفیت باشد مرحوم کمپانی می‌فرمایند که دو قسم است؛ یااینکه سالبۀ ما در اینجا به انتفاع محمول است یعنی نفی محمول را از موضوع می‌کند یا در اینجا نفی رابطه است نفی ربط در اینجا هست. اگر سالبۀ به انتفاع محمول باشد سه قسم در اینجا متصور است؛ یا نفی محمول به نفی عنوان است ولو با نفی معنون، فرض کنید که عنوان تذکیه بر حیوانی است که ما زَهق روحُه مع هذه الشرائط الآن این حیوان لم یزهق روحُهُ الآن نفی معنون است و عنوان تذکیه در اینجا صادق نیست.

    1. نهاية الدرایة، ج ‌4، ص 137.