اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۰۸

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۰۸

4
  • آن‌وقت در اینجا این نفی عنوان به‌واسطۀ چه مسئله‌ای اثبات می‌شود؟! به‌واسطۀ استصحاب، به‌واسطۀ اصل، یا این نفی محمول هذا لیس بِمذکّیٰ، با نفی عنوان است ولو به نفی معنون یا با نفی مبدأ است ولو با نفی موضوع، و مبدأ تذکیه و منشأ تذکیه در اینجا منتفی است ـ مبدأ چیست؟ فری اوداج است که منتفی است ـ یا با نفی اضافه است؛ اضافه به نفی طرفین اضافه چون در سالبۀ انتفاع محمول ممکن است لحاظ این سه نفی به‌عنوان سلب و ربط شود.

  • در سالبه سلب و ربط است نه ربط و سلب لهذا در سالبه ما موجبه نداریم در سالبه ما معدوله نداریم ممکن است داشته باشیم اما آن قضیۀ سالبه نفس سالبه‌اش سلب ربط است ممکن است سالبه معدولةُ الموضوع باشد یا سالبه باشد، موضوع هست اما معدولةُ المحمول باشد. این سالبه‌ای که در اینجا هست، در اینجا سلب ربط را می‌کند و این ارتباط بین محمول و موضوع را نفی می‌کند نفس این ارتباط منتفی است. این حیوان حیّ لا یکون مذکّیٰ، هذا الحیوان لا یکونُ مذکّیٰ، ارتباط بین محمول و موضوع را برمی‌دارد یعنی آن مای نافیه می‌آید ربط بین محمول و موضوع را که مذکّیٰ هست را برمی‌دارد. این در اینجا سالبه هست.

  • پس در این سالبه نفی اضافه هست و نفی ربط بین این محمول و موضوع است. در هر سه مورد ایشان می‌فرمایند که اصل جاری است، چرا؟ به‌جهت اینکه نفس زهاق روح امر بالوجدان است و ثابت بالوجدان است که زهق روحه آن عدم تذکیه در حال حیات هم که با اصل اثبات می‌شود؛ استصحاب می‌شود چون در حال حیات تذکیه صادق نبود بلکه عدم تذکیه در اینجا صادق بود استصحاب عدم تذکیه در حال حیات به‌اضافۀ وجود موضوع که زهق روحُهُ است، مرکباً اثبات عدم تذکیه را می‌کنند که حکم بر آن مترتب است.

  • پس در اینجا ما دو چیز داریم؛ موضوع ما برای عدم تذکیه موضوع مرکب می‌شود؛ واحدٌ ثابتٌ بالوجدان و هوَ زهاقُ روح، و واحدٌ ثابت بالأصل و هو عدمُ العنوان یا عدمُ المبدأ یا عدمُ الرابطة و عدمُ الإضافة، آن را از حال حیات استصحاب می‌کنیم آن‌هم ثابت بالوجدان است موضوع برای عدم تذکیه ثابت می‌شود. این درصورتی‌که عدم تذکیه در اینجا به معنای عدم مطلق باشد، نه عدم لحاظ حیثیت شأنیه.