اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۰۸

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۰۸

5
  • قسم دوم این است که در سالبه در اینجا سلب رابطه است معنای سلب رابطه یعنی چه؟ یعنی ارتباط بین محمول و موضوع در اینجا سلب می‌شود. یک وقتی می‌گوییم که زیدٌ لا قائمٌ، در اینجا «لا» را بعد از موضوع می‌آوریم. یک وقتی می‌گوییم که زیدٌ لیس بقائمٍ، زیدٌ لیس بِقائمٍ با لیس زیدٌ بقائم دوتا است در «زیدٌ لیس بقائمٍ»، «لیس» بعد از موضوع آمده و چون بعد از موضوع آمده، اثبات موضوع و نفی عدم قیام را می‌کند و آن نفی عدم قیام یا به‌واسطۀ سلبِ ربط است یا به لحاظ ربط سلب است؛ اگر به لحاظ سلب ربط باشد یعنی بین زید و قیام ارتباطی نیست؛ سواءٌ کانَ جالساً أو لا یکون جالساً و فی الواقع المتکلمُ ساکتٌ أن حالة الثانیة و اُخریٰ فقط مقصود متکلم نفی قیام است ولو اینکه قائم باشد، فرقی نمی‌کند.

  • یک وقتی مقصود از زیدٌ لیس بِقائمٍ نفی قیام است و اثبات امر دیگر، مثل اینکه بگوییم که زید لا قائم است یعنی وصف دیگر دارد وصف قیام را ندارد مثلاً جالس است. یک وقتی می‌گوییم که زید لباس ندارد یعنی منظور این است که این لباس را ندارد، یک وقتی می‌گوییم که زید بدون لباس است، یعنی هیچی به تنش نیست و در حمام است، دو نحو است؛ در اوّلی یعنی این لباس را ندارد در دومی یعنی عاری است. این معدوله می‌شود پس زیدٌ لا قائم از سالبه بیرون می‌آید و موجبۀ معدولة المحمول می‌شود.

  • یک وقتی ما می‌گوییم که لیس زیدٌ بقائمٍ در این لیس زیدٌ بقائمٍ هم دو حالت هست؛ حالت اصلی که حالت سلب است به معنای سلب ربط است؛ ربط بین قائم و زید را سلب می‌کند و وقتی سلب کرد در واقع هیچ ارتباطی بین قائم و زید نیست صفتی را هم اثبات نمی‌کند، سلب را ربط نمی‌دهد بلکه ربط را برمی‌دارد، ارتباط بین زید و قائم را برمی‌دارد بنابراین بین زید و قائم دیگر ربط وجود ندارد. حالا اعم از اینکه خود زید باشد و قائم نباشد که سالبه به انتفاء محمول است یااینکه اصلاً زید نباشد و قائم نباشد. لیس زیدٌ بقائمٍ یعنی زیدِ لا قائم نیست، زیدِ قائم نیست ممکن اصلاً زیدی نباشد. بعضی وقت‌ها آدم می‌خواهد حرف را بپیچاند و نمی‌خواهد مثل آدم درست و حسابی حرف بزند، دروغ نگفته اما یک طوری‌اش هم می‌شود. مثلاً می‌گویند که زید اینجا آمد؟! می‌گوید که زید قائم را ندیدم حالا در واقع اصلاً زیدی وجود ندارد ولی مدام می‌خواهد این را به شبهه بیندازد که زیدی هم هست ولی در واقع زیدی نیست. بعد از او می‌پرسند می‌گوید که من گفتم که زیدِ قائم نیست اصلاً از اول زید نبود. بعضی‌ها این‌طوری مریض هستند! این اشکال ندارد یعنی سالبه به انتفاء موضوع می‌شود.