اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۰۹

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۰۹

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم1

  •  

  • بحث راجع به مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ و تقابل این دو بود و مرحوم کمپانی از بعضی از اعاظم مطلبی را نقل می‌کند و به‌دنبال این مسئله مطالبی را مطرح می‌کند؛ عرض شد که تقابل بین مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ به یکی از انحاء تضاد و یا عدم و ملکه و یا سلب و ایجاب خواهد بود و تقابل سلب و ایجاب به‌نحو عدم الربط [مطرح می‌باشد] نه ربط عدم، که ربط عدم در عدم و ملکه مطرح است نه در سلب و ایجاب؛ در سلب و ایجاب، سالبه به‌عنوان عدم الربط مطرح می‌شود و چون عدم ربط به معنای عدمِ آن حیثیت غیر مذکّائیّت و آن جنبۀ غیر مذکّیٰ بودن یعنی جنبۀ غیر وجود شرائط، حیثیت غیر وجود شرائط تذکیه علم یقینی به او در حال زهاق روح نیست چون موضوع در اینجا ما زَهقَ روحُه است، ما زهقَ روحُهُ مذکّاً و ما زَهَق روحهُ غیر مذکّیٰ چون این حیثیت علم به او سابق نیست فلهذا اصل عدم در اینجا جاری نمی‌شود.

  • تصوّر چند نوع وجود در قضایا

  • بعضی‌ها فرموده‌اند که غیر مذکّیٰ و عدم تذکیه از وصف به لحاظ عدم ناعت است، وصف عدم ناعتی درمقابل وجود ناعتی است. به این بیان که در مورد وجود ناعت و وجود رابطی ممکن است این را مقابل با عدم ناعتی یا عدم حیثیت رابطیّه لحاظ کنیم. برای توضیح این مسئله باید عرض کنیم که در قضایا چند نوع وجود می‌شود تصور کرد؛ یک وجود، وجود فی‌نفسه و لنفسه است که این عبارت از وجود جوهر است؛ موجودیت جوهر موجودیت فی‌نفسه است فی‌غیره نیست، این وجود فی‌نفسه که عبارت از وجود رابطی است درقبال وجود رابط لحاظ می‌شود که وجود رابط در هَلیّاتِ مرکّبه و کان ناقصه است؛ یعنی ربط بین محمول و موضوع، ربط بین وجود محمولی و آن وجود موضوع که البته وجود محمولی، اعم از آن وجود موضوع است یعنی هرچه که بتواند محمول واقع بشود. این وجود فی‌نفسه و لنفسه وجود جوهر است از نقطه‌نظر فی‌نفسه بودن، درقبال آن وجود نسبی است که از آن تعبیر به وجود رابط می‌کنند.

    1. . این کمال برای اوست و ما به خودمان این کمال را نسبت می‌دهیم و می‌گوییم که ما کاملیم، ما صحیحیم، ما قوی هستیم، ما نشاط داریم و چه هستیم! اما این کمال برای اوست! وقتی که او کمال را می‌گیرد آدم یک‌دفعه می‌بیند عجب! بالایش درد گرفت، وسطش درد گرفت، پایینش درد گرفت؛ این درد یعنی او گرفته است؛ یک مقداری را گرفته است، یک مقداری را اخذ کرده است، یک جای دیگر درد می‌گیرد یعنی یک مقدار دیگر گرفته است! جای سوم یک مقدار دیگر! همین‌طور تااینکه دیگر اصل را می‌گیرد و البته همۀ اینها هشدار برای ماست! دارد یکی‌یکی می‌گیرد خلاصه وقتی هم که می‌گیرد برنمی‌گردد، حالا بعضی‌های آنها را موقتی می‌گیرد بعد برمی‌گرداند ولی بعضی‌های آنها نه دیگر، معلوم است یک مسئلۀ استمراری است. من در آن زمان در بیست و چهار ساعت، سه ساعت بیشتر نمی‌خوابیدم سال‌ها به همین کیفیت بودم اما الآن بعدازظهر اگر نیم ساعت نخوابم سردرد می‌گیرم، یک مقدار تغییر و تبدّل پیدا شده است.