اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۰۹

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۰۹

3
  • تعریف وجود محمولی و رابطی

  • در این وجود، هم جوهر و هم عرض هردو وجود فی‌نفسه دارند یعنی عَرَض قائم به حیثیت خودش است؛ حیثیت خودش را خودش قائم به اوست گرچه حالِّ در موضوع است و بدون حلول در موضوع وجود عَرَض، تحقق خارجی ندارد ولی از نقطه‌نظر ماهیت و از نقطه‌نظر هویت خارجیه وجود عَرَض برای خود جنبۀ استقلالی دارد. این وجود، وجود فی‌نفسه است. از این وجود تعبیر به وجود محمولی می‌آورند یعنی وجود محمولی می‌گویند، وجود رابطی هم می‌گویند.

  • تعریف وجود ناعتی

  • وجود دوم در تقسیم دیگر وجود فی‌نفسه و لنفسه و یا لِغَیره است یعنی در تقسیم دیگر اگر این وجود فی‌نفسه که حیثیت استقلالیه در او حیثیت نفس خود آن وجود محمولی است سواءٌ کان عَرضاً أو جوهراً اگر حالِّ در موضوع باشد و به عبارت دیگر وجود فی‌نفسه او عین وجود لغیره باشد که موضوع و جوهر است، این وجود، وجود ناعتی می‌شود که همان وجود، وجود اوصاف و عوارضی است که عارض بر جوهر و موضوع می‌شود مانند رکوع، نوم، قیام، جلوس، کم، کِیف و سایر اوصافی که این اوصاف بر موضوعی که آن موضوع جوهر است عارض می‌شوند. حال اگر این موجود فی‌نفسه قائم به خود ذات باشد و در ضمن امر دیگر محقق نباشد که همان وجود موضوع است این وجود محمولی می‌شود این وجود، وجود جوهر است و وجود خود موضوع است.

  • یک وجود هم داریم که این وجود، وجود رابط است نه رابطی؛ گفتیم که وجود رابطی دوتا است یک وجود رابطی لِغیره است که اعراض است یک وجود رابطی لِنفسه است که جوهر است، وجود دیگر وجود رابط است یعنی نفس الرّبط بین محمول و موضوع است که آن نسبت و آن ربط در اینجا تحقق دارد. البته این وجود رابطی با نسبت حکمیه متفاوت است؛ گاهی باهم متصادقین هستند و متلاقیین، گاهی باهم متفارقین هستند. در وجود رابط به این کیفیت، در قضایایی که به هَلیّتِ مرکبه و به کان ناقصه است مربوط می‌شود؛ کانَ زیدٌ قائماً نسبت بین قیام و زید در اینجا از او تعبیر به وجود رابط می‌شود، نفس قیام خودش وجود ناعتی است زید خودش وجود رابطی فی‌نفسه و لنفسه است این انتساب قیام به زید که عبارت از آن نسبت است، در اینجا به‌عنوان وجود رابط از آن تعبیر می‌آورند. این در هَلیّاتِ مرکبه است: هل زیدٌ قائمٌ؟ هَل زیدٌ جالسٌ؟ هل زیدٌ آکِلٌ؟ اینها همه قضایای هلیّۀ مرکبه هستند. آن نسبت حکمیه‌ای که ما در آن نسبت حکمیه بین محمول و موضوع حکم می‌کنیم و تصدیق به آن وجود محمولی برای موضوع هست هم در قضایای هَلیّتِ بسیطه و هم در قضایای هلیّت مرکبه هست.