جلسه ۳۰۹
4بنابراین در هرجا که وجود رابط در آنجا هست نسبت حکمیه هم در آنجا هست و لا أکثر، ممکن است در قضایایی نسبت حکمیه باشد ولی در آنجا وجود رابط نباشد مانند زیدٌ موجودٌ؛ زیدٌ موجودٌ گرچه قضیهای است اما این قضیه، قضیۀ بسیطه است و با هَلیّتِ بسیطه از آن تعبیر میآید و با کان تامّه از آن تعبیر آورده میشود. کانَ زیدٌ موجوداً نفس الوجود را شما بر زید حمل میکنید یعنی در این وجود، خود کون به ماهیت تعلق گرفته است نه یک ماهیتی که لشیءٍ هست ثبوت شیء لِشئٍ در اینجا نیست بلکه ثبوتُ شیءٍ است. خود وجود زید در اینجا مطرح است نه وجود أکل و کتابت برای زید.
بنابراین ممکن است در قضایایی که این قضایا بهنحو هَلیّتِ بسیطه هستند در آنجا نسبت حکمیه باشد چون ما در آنجا میگوییم که زیدٌ موجودٌ در اینجا هم قضیۀ ما موضوع و محمول دارد، تصور آن دوتا را دارد نسبت بین وجود و زید هست، تصدیق به این نسبت هست. این نسبت حکمیه در قضایای بهنحو کان تامّه یا بهنحو هَلیّتِ بسیطه در اینجا موجود هست و همینطور این وجود که نسبت حکمیه است، در قضایای هَلیّتِ مرکبه هم هست مثلاً هل کانَ زیدٌ کاتب؟ این مرکب است یا کانَ ناقصه مثل کانَ زیدٌ جالساً این در اینجا قضیه بهنحو کان ناقصه در اینجا هست. این نسبت حکمیه که همان نسبتی است که تصدیق روی آن نسبت قرار گرفته در اینجا موجود است.
وجود رابط در قضایای مرکبه
در کان ناقصه وجود رابط هست و در کان تامّه وجود رابط نیست چون وجود رابط، ربط بین محمول و موضوع است درحالیکه در این قضیه ربط معنا ندارد بلکه خود وجود بر موضوع خودش عارض میشود. وجود بر آن ماهیت خودش عارض میشود و دیگر در اینجا ربط معنا ندارد. نمیشود که بین شیء و وجودش ربط قائل شد بلکه ربط همیشه در انتساب یک عَرَض به موضوعی است اما در انتساب یک وجود به یک موضوع که ربط معنا ندارد. پس وجود رابط در قضایای بسیطه معنا ندارد بلکه در قضایای مرکبه است.

