جلسه ۳۱۱
4بنابراین باز برگشت و مآل این اصل عدم تذکیه به موضوع است که آن موضوع یک مسئلۀ تکوینی است و آن عبارت از وصف ناعتیت است به شرط موجود ماهیت یعنی ماهیت وقتی که میخواهد تحقق پیدا کند بشرط الوجود این بشرط الوجود إمّا أن یکونَ مذکّیٰ یعنی قابلاً للتذکیّةِ أو لا، بنابراین برگشت این مسئله به یک مسئلۀ تکوینی است و امر و وضعش برای شارع است.
بله، بیان شارع حکایت میکند و مُشیر به این جنبۀ خارجی است اما رفع و وضع این در دست شارع نیست شارع نمیتواند کلب را با آن اوامر إنشائیه تبدیل به غنم کند بله، با امر ﴿كُن فَيَكُونُ﴾1 کلب تبدیل به غنم میشود مثل اینکه عصای موسیٰ که با امر ﴿كُن فَيَكُونُ﴾ تبدیل به اژدها شد اما حالا صرفنظر آن امر تکوینی، در مقام تخاطب خارجی موسیٰ بگوید که این اژدها است! نهخیر این عصا، عصا است، عصا چوب است دیگر داریم میبینیم. یک وقتی میآید این مسئلۀ تشریع را کنار میگذارد و از خودش مایه میگذارد، اینکه از خودش مایه گذاشت مسئله را از تشریع به تکوین متبدّل میکند.
بنابراین امر همانطوریکه موضوع برای مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ که آن حیوان باشد، از نقطهنظر عنوان در ید اختیار شارع نیست، کلب، کلب است إلی یوم القیامة، سواءٌ الشّارع یَقولُ لَهُ الغنم أو یقول لَهُ الکلب؛ الکلب کلبٌ و الغنمُ غنمٌ إلی یوم القیامة سواءٌ الشارعُ یقولُ هذا خنزیر أو لا همانطوریکه نفسُ المحلّ بلااختیار و ارادۀ شارع بر همان ماهیت موجودش هویت خارجی دارد، همینطور اوصاف تکوینی بشرط الوجود هم در اختیار شارع هم نیست؛ خنزیر لا یقبلُ التذکیة، الکلبُ لا یَقبَلُ التذکیة شارع فقط بهعنوان حاکی از امر خارجی و امر تکوینی در اینجا مبیّن و مفسّر است، دیگر شارع نمیتواند در اینجا نسبت به یک مورد حکم به تذکیه بکند یا نکند.
بله، ما ممکن است که نسبت به ادلّه اجمال داشته باشیم، اجمال ما نسبت به ادلّه مطلب دیگری است اما شارع فقط مبیّن تکوین است و مبیّن واقع است مثلاً میگوید: سمکُ المُفَلَّس حلالٌ و سمک غیر المفلَّس حرامٌ، حالا شارع بگوید که این سمک فلس دارد یا این سمک فلس ندارد، فلس داشتن و فلس نداشتن در اختیار شارع نیست بلکه آن دیگر نظر کارشناس است که او میتواند تشخیص بدهد که این فلس دارد یا ندارد، شارع فقط میآید حکم را بیان میکند. حالا این بحث تذکیه در حیوانات مائی و بحری اصلاً معنا ندارد.
- . سوره یس (36) آیه 82. امام شناسى، ج 16، ص 18:
«[امر خداوند آن است كه چون اراده كند چيزى موجود شود به آن چيز مىگويد:] بشو! و آن مىشود.»
- . سوره یس (36) آیه 82. امام شناسى، ج 16، ص 18:

