جلسه ۳۱۱
6پس امام صادق علیهالسّلام در اینجا أحَدٌ مِن العقلاء، و أحَدٌ مِن العرف عمل کرده است. اینجا جای استصحاب است. حالا در اینجا بعداً میگوییم که اصلاً با خود کلام مرحوم نائینی این مسئله تعارض دارد.
پس در مسئلۀ اصالت تذکیه و اصالت عدم تذکیه در اینجا مسئلۀ اصالت عدم تذکیه یکی از مسائل احکام وضعیه است که منبعث از آن بقاء و عدم بقاء موضوعِ در محل است و بحث راجع به قابلیت و عدم قابلیت محل، بحث موضوعی است و دیگر بحث حکمی ـ چه حکم تکلیفی یا حکم وضعی ـ نیست.
روی این جهت افرادی که از کلام مرحوم شیخ استفاده اصل موضوعی را درقبال اصل حکمی کردهاند راه خطایی نرفتهاند.
بعد مرحوم نائینی در اینجا میفرماید که برای وارد شدن در این بحث تذکیه و عدم تذکیه موافقاً لِلقوم مطلبی را بیان میکنیم که البته مطالب خوبی به نظر میرسد. اموری را ایشان بیان میکنند؛ امر اول در این است که تذکیه به چیزی اطلاق میشود و عدم تذکیه به چه چیزی اطلاق میشود؟ میفرمایند که در اینها اختلاف است؛ بعضیها گفتهاند: هر حیوانی که مأکول اللحم باشد قبول تذکیه میکند و هر حیوان غیر مأکول اللحم، غیر قابل برای تذکیه است. پس عدم المذکّیٰ به کل حیوان اطلاق میشود بهنحوکلی إلاّ ما یؤکل لحمه کالبقر و الغنم. بعضیها گفتهاند که به هر حیوان مذکّیٰ اطلاق میشود إلاّ المسوخ، فقط اینها استثناء شدهاند. بعضیها آمدهاند حتی آن مسوخ را هم حساب کردند البته غیر از نجسُ العین که مستثنیٰ است. نجس العین فقط دو حیوان است که کلب و خنزیر است، بقیۀ حیوانات که دیگر نجسُ العین نیستند.
بعضیها حشرات را هم استثناء کردهاند که البته از اهل تسنن حشرات را هم مستثنیٰ نمیدانند و آنها را هم مثلاً داخل در همان تذکیه و اینها مذکّیٰ بهحساب میآورند، حالا بنا بر همان قول خاصّه صحبت میکنیم.

