اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۱۲

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۱۲

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • مسئلۀ حقیقت و ماهیت و تعریف تذکیه و عدم تذکیه در کلام مرحوم نائینی

  • مسئله و امر ثانی که مرحوم نائینی مطرح می‌فرمایند مسئلۀ حقیقت و ماهیت و تعریف تذکیه و عدم تذکیه است؛ ایشان دو وجه برای این مسئله ذکر کرده‌اند؛

  • وجه اول: تذکیه عبارت از نتیجه و ماحصل دو مسئله است یکی فری اوداج اربعه با شرائط خاصه و مطلب دیگر قابلیت محل لِلمذکّیٰ، روی این فرض تذکیه یک امر بسیط می‌شود. نتیجه و ماحصل این دو مسئله عبارت از تذکیه است.

  • وجه دوم: تذکیه عبارت از فری اوداج اربعه با شرط قابلیت محل است نه‌اینکه قابلیت محل جزءِ ثانی برای تحقّق تذکیه است. به عبارت دیگر در این تذکیه، فقط آن حقیقت مقدمۀ تذکیه عبارت از همان فری اوداج اربعه با شرایط است. این را تذکیه می‌گویند و دلیلش را هم ذکر می‌کنند و می‌فرمایند: در آیۀ شریفه ﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾1 این نسبت به فاعلین داده شده است یعنی تذکیه نفس عمل و فعلی است که آن فعل از فاعل صادر می‌شود اما در آن مرتبۀ اولیٰ و قسم اول، تذکیه عبارت از ماحصل است و ماحصل استناد به فاعل ندارد بلکه آنچه که فعل فاعل است عبارت از همین فری اوداج اربعه و شرائط خمسۀ دیگر است که عبارت از اسلام، تسمیه، استقبال، حدید، بلوغ و این چیزهاست. خطاب این آیه به فاعل است بنابراین تذکیه در اینجا از فاعل صادر می‌شود فلهذا نمی‌شود ما تذکیه را آن نفسِ نتیجۀ آن عمل بگیریم.2

  • اشکال به نظر مرحوم نائینی

  • البته در اینجا می‌توانیم اشکال وارد کنیم و آن اینکه در خیلی از موارد معلول در واقع به‌جای علت نشسته است و اشکالی ندارد. فرض کنید می‌گویند که یک معلّمی هست و شاگردی را تربیت می‌کند. شما می‌گویید که آقا شما اخلاق ایشان را خوب کردید و این اخلاق ایشان مرهون شماست درحالی‌که اخلاق یک امری است که قائم به خود این شخص است و به معلم و مربّی مربوط نیست. بله، مربّی تربیت می‌کند، إعمال بعضی از افعال را می‌کند که آن إعمال افعال موجب تزکیۀ آن شاگرد و تلمیذ می‌شود. درحالی‌که در اینجا معلول نسبت به فاعل داده شده و جنبۀ تربیتی فاعل در آنجا مورد لحاظ قرار نگرفته است.

    1. . سوره مائده (5) آیه 3.
    2. أجود التقريرات، ج ‌2، ص 193.