جلسه ۳۱۲
3نسبت دادن نتیجۀ فعل به فاعل در خیلی از موارد
در خیلی از موارد نتیجه را به فاعلِ فعل نسبت میدهند درحالیکه آن نتیجه ارتباطی به فاعل ندارد و فاعل مقدمات آن نتیجه را فراهم میکند اما اصل آن نتیجه [به فاعل ربطی ندارد] مثل اینکه آن نورانیتی که بهواسطۀ نماز و عمل صالح پیدا میشود آن نورانیت مستند به فاعل میشود درحالیکه فاعل ایجاد نورانیت نمیکند بلکه فاعل نماز میخواند و مترتب بر صلات، آن نورانیت و روحانیت حاصل میشود نهاینکه فاعل ایجاد روحانیت و ایجاد نورانیت بکند. این از باب تسمیۀ علت به اسم معلول است که در واقع مقصود، علتِ آن نتیجه است ولی آن نتیجه بهجای علت مینشیند و این اشکالی ندارد. در آیۀ شریفه هم همینطور است خدای تعالی میفرماید: ﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾ یعنی مگر آنچه را که شما تذکیه کردید یعنی آن حیوانی را که در یک همچنین وضعیتی قرار دادید که قابل اکل است.
«در یک همچنین وضعیتی» عبارت از آن عملی است که فاعل روی این حیوان انجام میدهد و نتیجۀ آن عمل عبارت از استعداد برای حلیت اکل است مثلاً در احرام هم همین حرف را میزنند که آیا احرام بسیط است یا مرکب است؟ بعضیها قائلاند به اینکه احرام بسیط است1 یعنی احرام عبارت از حالتی است که آن حالت بهواسطۀ اتیان مجموعۀ اموری حاصل میشود؛ یکی از آن امور تلبّس به ثوبین خاص است، یکی از آنها نیّت است. یکی از آنها اداء لبیک است. یکی از آنها وقوف در مکان خاص است مثل مواقیت، البته اگر قائل بشویم به اینکه حتماً لازم است. اینها چیزهایی است که هستند و نتیجۀ این عبارت از همان احرام است. پس وقتی که شارع خطاب میکند که مُحرم شو! این خطابِ مُحرم شو، یعنی مقدمات احرام را بهجا بیاور! والاّ خود احرام که دست این شخص نیست بلکه این باید مقدماتش را انجام بدهد؛ نیّت کند، تلبیه بگوید، ثوبین را بپوشد و... حالا مثال زیاد داریم.
- . جهت اطلاع رجوع شود به غاية المراد، ج 1، ص 388.

