جلسه ۳۱۲
4منظور از ﴿إلاّ مَا ذَكَّيتُم﴾ در آیۀ شریفه
﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾ یعنی آنچه را که شما مسبب آن بودید؛ شما با شرائط خمسه فری اوداج کردید و درنتیجه موجب این تذکیه شدید و این هیچ اشکالی هم ندارد.
نظر مختار مرحوم نائینی دربارۀ معنای تذکیه
علیٰکلّحال مرحوم نائینی شق ثانی را اختیار کردند که تذکیه عبارت از فری اوداج اربعه با شرط قابلیت محل است بهنحو اینکه قابلیت محل جزء مقوّم تذکیه نیست بلکه شرط صحت است مثل اینکه صلات عبارت از «أولّه التَّکبیر و آخره التَّسلیم»1 است اما شرط صحتش طهارت است. طهارت جزء صلات نیست بلکه شرط صحت است اینهم همینطور است.
روی این جهت مرحوم نائینی میفرمایند که اگر این تذکیه را ما از قسم اول بگیریم یعنی نتیجه و ماحصل عمل فاعل که عبارت از تهیّؤ و استعداد محل برای اکل لحم است اگر اینطور بگیریم، قطعاً اصالت عدم تذکیه جاری نیست زیرا این تذکیه حالت سابقه ندارد چون تذکیه عبارت از نتیجه است؛ نتیجهای که آن نتیجه بعد از فری اوداج اربعه با قابلیت محل حاصل میشود. پس درصورتیکه فری اوداج اربعه قطعاً شده است ما در زمان حیات شک داریم که آیا عدم تذکیه بر این محل صادق بود یا صادق نبود؟ چرا؟ بهجهت اینکه نسبت به قابلیت فری اوداج که شک نداریم و فری اوداج اربعه شده است، آن شرط صحت میماند که آن شرط صحت قابلیت محل است و حالت سابقه ندارد بهجهت اینکه قابلیت و عدم قابلیت از اوصاف وجود است نهاینکه حالت سابقه داشته باشد، حیوان تا وقتی که حیوان است ما نمیدانیم این قابلیت محل دارد یا ندارد، این متّصف به قابلیت محل و عدم قابلیت محل نیست بنابراین شرط استصحاب عدم که عبارت از یقین به حالت سابقه است در اینجا منتفی است. بناءًعلیٰهذا این تذکیه درصورتیکه آن ماحصل و نتیجه باشد در مانحنفیه نمیتواند اثر بدهد و نتیجه حاصل نمیشود. این مطلب ایشان بود.2
- . الکافی، ج 3، کتابُ الطَّهارةِ، بابُ النَّوادِرِ، ص 69، ح 2، با قدری اختلاف.
- . أجود التقريرات، ج 2، ص 194.

