جلسه ۳۱۲
5و اما اگر قرار بر این باشد که تذکیه عبارت از فری اوداج اربعه باشد، فری اوداج اربعه است ولی قابلیت محل، شرط صحت است، ایشان میگویند که در اینجا اصالت عدم تذکیه جاری است.1 درصورتیکه ما شک در فری اوداج اربعه داشته باشیم قطعاً اصالت عدم تذکیه میآید چون قبل از فری اوداج قطعاً حالت سابقه دارد در وقتی که ما شک در فری اوداج داشتیم در اینجا اصالت عدم تذکیه میآید.
حالا اگر در فری اوداج اربعه شکی نداریم ولی در قابلیت محل شک داریم باز ایشان در اینجا میفرمایند که اصالت عدم تذکیه جاری است چرا در اینجا جاری است؟! بهجهت اینکه تذکیه عبارت از فری اوداج اربعه است و آیا حیوان در حال حیات فری اوداج اربعه شده است یا نشده است؟! نشده است، بعد از فری اوداج اربعه، شک در قابلیت محل که میکنیم به این معنا است که آیا بعد از فری اوداج اربعه باز آن عدم با فری اوداج اربعه ازبین رفته یا آن عدم ازبین نرفته است؟! اینجا استصحاب عدم میکنیم. چرا؟! چون هنوز شک در قابلیت محل به حال خودش باقی است.
بنابراین آنچه که قواماً و حدوثاً موجب عدم تذکیه است استمراراً هم موجب بقاء این عنوان خواهد بود. آن عدم تذکیۀ در حال حیات که مستند به قابلیت محل و مستند به فری اوداج اربعه بود، آن عدم تذکیه قطعاً با فری اوداج اربعه ازبین رفته است. منتها آن شقّ دیگر میماند که آن شقّ قابلیت محل است باز هنوز شبهه در آنجا باقی است. قضیه نظیر چه میشود؟! ایشان میفرمایند که نظیر استصحاب شقّ ثانی میشود؛ ما یقین به وجود حیوان إمّا زید و إمّا غنم در این منزل داریم بعد قطع پیدا میکنیم بر اینکه ترتیب غنم را دادهاند و نوش جان کردهاند، این را میدانیم اما شک داریم آیا زید از منزل خارج شده است یا خارج نشده است قطعاً غنم ازبین رفته و دیگر وجود ندارد ولی در بقاء و عدم بقاء زید در اینجا شک داریم، استصحاب بقاء حیوانیت در اینجا جاری است. چرا؟ چون استصحاب بقاء حیوانیّت به دو شقّ بود؛ یک شقّ آن غنم بود و شقّ دیگرش زید بود و ما شک در وجود زید که داریم آن استصحاب بقاء حیوان کلی را که در هنگام بقاء غنم در حیات بود در اینجا جاری میکنیم. این استصحاب قسم ثالث نیست؛ در استصحاب قسم ثالث حیوان مردّد بین حیوانی است که قابل بقاء است و حیوانی که مَقطُوعُ الفناء ـ بوده و ازبین رفته ـ است.
- . همان.

