جلسه ۳۱۲
8یک وقتی عدم قابلیت محل احراز میشود، در آنجا استصحاب عدم تذکیه جاری میشود اما در اینجا شک در مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ است لذا عدم تذکیه در حال حیات حیوان بر این ناحیه مترتب نمیشود، عدم مذکّیٰ بهخاطر عدم فری اوداج اربعه است یا بهواسطۀ عدم ماحصل از فری اوداج اربعه و قابلیت محل است به هر نحوی میخواهد باشد برای ما فرقی نمیکند.
مانند این مثال که فسق مترتب بر دو امر است؛ اتیان محرّمات و عدم اتیان واجبات بهنحو عمد و عن غیر جهلٍ. فاسق به شخصی اطلاق میشود که یا واجبات را ترک بکند یا محرّمات را اتیان کند منبابمثال شرب خمر کند، دروغ بگوید، تهمت بزند و امثالذلک، یا هردو را مرتکب میشود! میگوید که حالا ما که اتیان محرمات میکنیم واجبات را هم کنار میگذاریم! یک آقایی هست که قطع داریم که اتیان محرّمات میکند مثلاً نمیتواند عرق خوردن را کنار بگذارد و خلاصه میگوید که این یکی را نمیتوانیم ترک کنیم اما شک داریم در اینکه واجبات را هم ترک میکند یا نمیکند؟ ـ دقت کنید ـ شک داریم که واجبات را ترک میکند یا نمیکند؟ الآن در اینجا اگر شک کنیم که آیا اتیان محرمات را ترک کرده یا نه، استصحاب فسق را میکنیم. حالا اگر یقین داشتیم که او شرب خمر را کنار گذاشته و شرب خمر انجام نمیدهد پس یک طرف فسق که در اینجا فسق قائم به او بود ازبین میرود الآن میدانیم توبه کرده و دیگر محرّمات را اتیان نمیکند. میماند آنطرف دیگر که شک در اتیان واجبات است؛ آن فسقی که قبلاً بود بهخاطر اتیان محرّمات بود زیرا ما در استصحاب، یقین سابق را لازم داریم، آن یقین سابق ما اتیان محرّمات بود، البته شک در اتیان واجب داریم و عدم اتیان اما شک ما حالت سابقه ندارد و نمیتواند موجب استصحاب بشود، حالا که ما در اینجا یقین به عدم اتیان محرّمات داریم آیا میتوانیم استصحاب فسق را بکنیم؟! دیگر نمیتوانیم استصحاب کنیم چون او الآن توبه کرده و محرّمات را اتیان نمیکند ولی شک در واجبات به حال خودش باقی است، باقی باشد. استصحاب فسق نمیتوانیم بکنیم حالا عدالت را از کجا ثابت بکنیم، آن یک مطلب دیگر است [ولی] فسق را نمیتوانیم در اینجا ثابت بکنیم.

