جلسه ۳۱۳
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
مطلب سوم مرحوم نائینی مربوط میشود به اقوالی که در مسئلۀ تذکیه مورد نظر قرار گرفته است. ایشان میفرمایند که اگر مقصود از مذکّیٰ کُلّ حیوانٍ إلا ما خُصِّص و خُرِّج بِالدلیل باشد، بنابراین اجرای اصالت عدم تذکیه در اینجا جاری نیست و نیازی به اجرای اصالت تذکیه در مانحنفیه نداریم زیرا همیشه در عنوانِ موضوع اگر آن موضوع و آن عنوان بهنحو کلی باشد درصورت شک در عنوان طبعاً مصداق داخل در تحت آن عنوان کلی خواهد بود و در اینجا دیگر به اصالت تذکیه نیازی نیست یا اصالة الحل در اینجا نیاز نداریم زیرا اصول لفظیّه و ظواهر بر اصول عملیّه و اصول اجرائیه مقدّم هستند.
یک قول هم بر این مسئله بود که کلُّ حیوانٍ مذکّیٰ و قابلٌ لِلتذکیة إلاّ ما اُخرج بالدلیل و هو نجسُ العین مثل کلب و خنزیر و یااینکه مسوخ را هم داخل در مستثنیٰ قرار دادند.
اما اگر مسئله عکس باشد یعنی عامی که دلالت بکند بر کلُّ حیوانٍ مذکّیٰ و قابلٌ لِلتذکیة إلاّ ما اُخرج بالدلیل موجود نباشد دراینصورت مسئله دو صورت دارد؛ یااینکه مقصود از تذکیه عبارت از آن معنای متحصِّل از فری اوداج با شرائط مخصوصه و قابلیت محل است، به عبارت دیگر تذکیه عبارت از یک معنای بسیط است که نتیجه و ماحصل فری اوداج با شرائط مخصوصه و قابلیت محل است. ایشان میگویند که قطعاً در اینجا اصالت عدم تذکیه جاری است زیرا این اصالت عدم تذکیه در زمان حیات حیوان موجود بود و چون بعد از فری اوداج و شک در قابلیت محل در اینجا احراز تذکیه نشده است ـ این یک مسئلۀ دقیقی است ـ اصالت عدم تذکیه در دوران حیات در اینجا جاری است.1
معنای تلازم عقلیه
در مسئلۀ احراز یک عنوان و عدم احراز یک عنوان ایشان میفرمایند که در خیلی از عناوین و احکام مترتبۀ بر آنها احراز آن عنوان لحاظ شده است نه علم به آن عنوان و علم به عدم آن عنوان بلکه به خود آن عنوان احرازش در اینجا لحاظ شده است. نتیجه در کجا ظاهر میشود؟! در آن جایی که این عنوان برای ما محرز نشود. وقتی که این عنوان برای ما محرز نشود، طبعاً نقیض این عنوان در اثبات موضوع و احکام مترتبۀ بر آن موضوع ثابت خواهد شد و این مثل آن اصل مثبت نیست بلکه مانحنفیه از موارد تلازم عرفیه است؛ یک تلازم عقلی داریم مانند اینکه عدم قیام ملازم با جلوس است یا عدم سواد متلازم با بیاض و احمرار و این چیزهاست یا عدم حرکت ملازم با سکون است این تلازم، تلازم عملی است که البته در بحث تلازم عقلی إنشاءالله اگر خدا توفیق داد در باب استصحاب ما تلازم عقلی را جزو اصل مثبت نمیدانیم بلکه تلازم عقلی را هم داخل در آن اصول شرعیۀ تکلیفیه میدانیم.
- . أجود التقريرات، ج 2، ص 194.

