جلسه ۳۱۳
3معنای تلازم عرفیه
روی این جهت یک تلازمی هست که تلازم عقلی نیست ولی تلازم عرفی است یعنی از نقطهنظر عرفی و فهم عرفی وقتی که یک معنایی احراز نشود طبعاً مقابل او موردِ تکلیف واقع میشود و حکم بر او مترتب میشود. منبابمثال راجع به کُر [روایت] داریم؛ «الماءُ إذا بَلَغ قَدرَ کُرٍ لم یُنَجِّسهُ شیء»1 در این روایت علم لحاظ نشده است الماءُ إذا تعلَم أنَّهُ بلَغَ قَدرَ کُرٍ که در اینجا لحاظ علم بهعنوان جزء الموضوع در تحقق این عنوان اخذ شده که در فرض عدم علم طبعاً حکم به نجاست میشود. این [لحاظ] نشده است یااینکه احراز نشده است؛ عنوان احراز در اینجا نیست.
إذا تُحرِز أنَّ الماء بَلَغَ قَدرَ کُرٍ پس إذا لم یُحرزَ فیُحکم علیه بِالنجاسة إذا لاقی النجاسة فیحکم علیه بالنجاسة بلکه در اینجا نفس این عنوان الماءُ إذا بَلَغَ قدر کُرٍ اگر احراز نشود طبعاً مخالف با این به تلازم عرفیه اثبات میشود نه به تلازم عقلیه. چون ممکن است برای ما احراز نشود. فرض کنید که حالت سابقه ندارد؛ ماء حالت سابقه ندارد. یک وقتی حالت سابقهاش حالت کُریّت است خب کُریّت را استصحاب میکنیم. یک وقتی حالت سابقه حالت قلّت است خب قلّت استصحاب میشود ولی نه یک وقت مائی هست خلقالساعه یا اصلاً خلقالساعه هم نیست ما صُدفتاً با این ماء برخورد کردیم و حالت سابقه را نمیدانیم و برای ما احراز نشده است لذا نمیتوانیم استصحاب بکنیم. استصحاب درصورتی است که حالت سابقه متیّقن باشد وقتی که متیّقن نیست جای استصحاب نیست.
حالا ما صدفتاً به یک ماء برخورد میکنیم و شک در کُریّت داریم یعنی میبینیم با یک نجس و قذرهای هم ملاقات کرده است ولی بهطورکلی ملوّث نشده است، حالا خودش تمیز است. در اینجا عنوان روی «الماءُ إذا بَلَغ قَدرَ کُرٍ لم یُنَجِّسهُ شیء» رفته است، الآن که ما قدر کُریّت را احراز نکردیم باید چه بکنیم؟ این عدم احراز مساوق با عدم کُریّت عند العرف است؛ یعنی میگوید که وقتی که شما احراز کُریت نکردید باید بگویید که کُر نیست اما عقل این را نمیگوید بلکه میگوید که لعلّ اینکه کُر باشد. حالا تو احراز نکردی شاید در واقع این کُر باشد. اصاله النجاسه در اینجا میآید این از لوازم عرفیه است که ایشان فرمودند.
- . الكافي، ج 3، كِتابُ الطَّهارَة، بابُ الماءِ الَّذی لا یُنَجِّسُهُ شَیءٌ، ص 2، ح 1:
ترجمه: «معاوية بن عمّار گويد: از امام صادق عليهالسّلام شنيدم كه مىفرمود: هرگاه آب بهاندازۀ كرّ باشد، چيزى آن را نجس نمىكند.» (محقق)
- . الكافي، ج 3، كِتابُ الطَّهارَة، بابُ الماءِ الَّذی لا یُنَجِّسُهُ شَیءٌ، ص 2، ح 1:

