اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۱۵

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۱۵

3
  • ایشان برای موضوع سه صورت تصور می‌کنند؛ صورت اول اینکه ما قائل باشیم بر اینکه تذکیه معنای بسیط و متحصّل از فری اوداج اربعه و شرائط ذبح به اضافۀ قابلیت محل است، این تذکیه معنایی بسیط است یعنی آن حالتی که به‌واسطۀ آن حالت حیوان قابلیت اکل را پیدا می‌کند و آن کدورت و آن ظلمت اکل لحم رفع می‌شود. فرض کنید که ممکن است حالت، حالت خباثت صرف‌نظر از آن جنبۀ طهارت ظاهری باشد.

  • معنای آیه ﴿وَ لا عَلَىٰ أنفُسِكُم أن تَأكُلُوا مِن بُيُوتِكُم أو بُيُوتِ ءابَائِكُم أو بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُم أو بُيُوتِ إخوَٰنِكُم ... أو صَدِيقِكُم﴾

  • فرض کنید که ممکن است لحم یا یک شیء مرصوب؟؟؟ باشد، الآن حالتی که بر این شیء حاکم است حالت خبث و خباثت است و آن حالت خباثت موجب تکدّر و اجتناب و احتراز می‌شود. چه وقت حالت شیء حالت طیّباتی به خود می‌گیرد؟ حالت طیبِ ذاتی به خود می‌گیرد؟ در آن وقتی که اکل آن برای انسان مباح باشد. آیۀ شریفۀ ﴿وَ لَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَن تَأۡكُلُواْ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ ... أَوۡ صَدِيقِكُمۡ﴾1 هم نسبت به این مسئله دلالت دارد. اینها مواردی است که دلالت می‌کند اگر در منزل صَدیقتان رفتید بلند شوید و بروید هرجا سوراخ و سنبه‌هایش را پیدا کردید یا علی [استفاده کنید!] دیگر حلالاً طیّبا فکلوهُ هنیئاً مریّا! این به‌واسطۀ صداقت است.

  • مرحوم آقای حداد رضوان الله تعالی علیه: رفیق همه چیزش برای رفیق حلال است!

  • الآن یادم آمد که مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمودند که رفیق همه چیزش؛ جان و مال و متعلقاتش برای رفیق حلال است! البته آن رفیق درست و حسابی‌ها! رفیق واقعی که واقعاً بین آنها اتحاد و علقه به‌نحو چیز [تام] هست و هیچ دوئیتی وجود ندارد. واقعاً هم همین است و من در زمان حیات مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم دیدم که ایشان با یک نفر [این‌طور] برخورد می‌کردند؛ یعنی او در ارتباط با مرحوم آقا این‌طور بود، فقط یک نفر را دیدم! البته شاید کسانی دیگر [هم بودند] که من احساس نکردم. بله! این جنبۀ صداقت و این جنبۀ ملکوتی این مال را به جنبۀ نورانیت و جنبۀ رَوْح متبدل می‌کند فلهذا آن را مندرج در تحت طیّبات می‌کند. حالا اگر فرد غریبه باشد، شما اگر در منزل یک شخص غریبه بروید لا یَجوزُ لکم الأکل. چرا؟ چون «لا یَحلُّ مالُ إمِرئٍ مُسلمٍ إلاّ عَن طیبِ نَفسٍ منه»2 در اینجا شامل می‌شود. آن جنبۀ غربت موجب می‌شود که ملکوت شیء و ملکوت مال به خبث تغییر پیدا کند مگر اینکه جهت اجازه بیاید و این ملکوت را متبدل کند.

    1. . سوره نور (24) آیه 61.
      ﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ وَلَا عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَن تَأۡكُلُواْ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَعۡمَٰمِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخۡوَٰلِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمۡ أَوۡ مَا مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ أَوۡ صَدِيقِكُمۡ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواْ جَمِيعًا أَوۡ أَشۡتَاتٗا فَإِذَا دَخَلۡتُم بُيُوتٗا فَسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ تَحِيَّةٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَهِ مُبَٰرَكَةٗ طَيِّبَةٗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾.
      ترجمه: «بر نابینایان و لنگان و بیماران باکی نیست (که به جهاد نروند یا تندرستان با آنها معاشر و همسفره شوند) و نیز باکی بر شما نیست که از خانه‌های خود و پدران خود و مادرانتان و برادران و خواهران و عمو و عمه و خالو و خاله خویش غذا تناول کنید یا آنکه از هرجا که کلید آن در دست شماست یا خانۀ رفیق خود باکی نیست که از مجموع یا هر یک از این خانه‌ها طعامی خورید. و (با وجود این دستور باز) هرگاه بخواهید به خانه‌ای (از اینها) داخل شوید نخست بر خویش سلام کنید (یعنی چون به خانه یا مسجدی درآیید بر مسلمانان و همدینان خودتان یا اگر کسی نباشد بر نفس خود باز سلام کنید و خلاصه باخبر وارد شوید) که سلام تحیّتی با برکت و نیکو از جانب خداست. خدا آیات خود را این‌گونه برای شما روشن بیان می‌کند باشد که (در آنها) تعقل کنید (و طریق سعادت و هدایت بازجویید).»
    2. عوالي اللئالي، ج ‌1، ص 222؛ وسائل الشيعة، ج ‌14، أبوابُ المَزارِ و ما یُناسِبُه‌، باب 90ـ بابُ استِحبابِ زیارةِ الهادی و العَسكَریِّ و المَهدیِّ علیهم‌السلام مِن داخِلٍ أو خارِج، ص 572، با قدری اختلاف.