اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۱۵

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۱۵

4
  • همین‌طور در مورد تذکیه می‌فرمایند که تذکیه عبارت از یک امر متحصّل باشد یعنی حالتی باشد که به‌واسطۀ آن حالت جواز اکل برای آن لحم پیدا می‌شود. آن جواز اکل برای آن جنبۀ نورانیت و حال روحانیت آن است و طبعاً آن حالت روحانیت دیگر نمی‌تواند مرکب باشد چون حالت یک امر بسیط و جوهری است که آن جوهر حاکم بر ظاهر لحم است و آن جنبۀ کیفیت او که همان ملکوت اوست که از او تعبیر به جوهر روحانی آورده می‌شود، آن جوهر مجرد است و وقتی که مجرد شد آن‌وقت قابلیت برای اکل را به‌وجود می‌آورد. اگر به این نحو باشد، این یک صورت دارد.

  • صورت دوم این است که می‌فرمایند تذکیه عبارت از فری اوداج اربعه است نفس فعل، نفس فعل مذکّی به‌اضافۀ شرائط و قابلیت محل، آن فعل خارجی که انجام می‌شود به آن تذکیه گفته می‌شود. حالا سواءٌ که موجب حالتی بشود یا موجب حالتی نشود، به آن کاری نداریم؛ تذکیه یعنی فری اوداج اربعۀ خارجی و عدم تذکیه یعنی عدم فری اوداج اربعه و اصلاً به حالت کاری نداریم.

  • سوم این است که فری اوداج اربعه به‌اضافۀ قابلیت محل باشد، در صورت دوم فری اوداج اربعه بود با شرائط ولی شرطش قابلیت محل بود یعنی در زمینۀ قابلیت محل، قابلیت محل داخل در تذکیه نبود ولی در صورت ثالث خود فری اوداج اربعه به‌اضافۀ شرائط که مِن جُملَتِها قابلیت محل است مجموعاً هر سه تذکیه است.

  • مرحوم عراقی می‌فرمایند که در صورت اولیٰ که همان حالت بسیطه و به‌اصطلاح ما همان حالت روحانی که مجرد و بسیط است اگر مقصود از تذکیه آن است، شکی نیست که اصالت عدم تذکیه درصورت شکّ در هر دو جنبه ـ یعنی جنبۀ شبهات حکمیه و همین‌طور در جنبۀ شبهات موضوعیه به انحاء شبهات موضوعیه، شک هر مورد از این موارد شبهۀ موضوعیه ـ موجب جریان اصل عدم تذکیه است زیرا قطعاً این تذکیه در زمان سابق نبوده و تذکیۀ ما مسبوق به علم است و یقین به عدم تذکیه وجود داشت و بعد از فری اوداج شک این است که آیا این حیوان متبدل به تذکیه شده است یا متبدل نشده است. به عبارت دیگر آن جوهر مجرد حاصل شده است بعد از اینکه نبود و بعد از فرض عدم یا این جوهر مجرد حاصل نشده است. استصحاب عدم آن جوهر اقتضاء می‌کند که حیوان بر همان عدم تذکیۀ خودش باقی است.