اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۱۷

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل. تتمۀ بحث انحلال علم اجمالی (در تقریر اول از دلیل عقل)

جلسه ۳۱۷

3
  • بعد می‌فرمایند که چون کلام به اینجا منتهی می‌شود و استصحاب عدم تذکیه در حال حیات موجب عدم جریان اصل برائت در اینجا هست بهتر است راجع به اقسام و انواع مورد شبهه بر لحم مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ و کیفیت جریان اصل برائت یا استصحاب عدم تذکیه تفصیل داده بشود.

  • اما به نظر رسید که راجع به بعضی از این امثله ـ گرچه که اینها را به‌عنوان مثال ذکر کردند ـ توضیحی بدهم. راجع به بقاء نجاست، با استصحاب بقاء نجاست درصورت اشتباه و شک در رفع نجاست، در آنجا استصحاب استصحاب نجاست است و موجب تطهیر است. اما در مورد جواز عدم وطی زن حائض مادامی که غسل نکرده باشد، در اینجا یک نکته‌ای است. آن نکته این است که همان‌طوری‌که مبنای ما در جریان اصول عملیه براساس عدم وجود اصل موضوعی در جریان اصل حکمی است، باید در مورد جریان اصل حکمی، به‌هیچ‌وجه اصل مثبت موضوع یا نافی موضوع نداشته باشیم. در غیر این صورت نوبت به اصل حکمی نمی‌رسد.

  • موضوع حرمت در آیۀ ﴿فَاعتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي ٱلمَحِيضِ﴾، حال الحیض است

  • در اینجا آیه شریفه دارد: ﴿فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ﴾ این حرمت مترتب است بر موضوعی که آن موضوع حال الحیض است نه بر قید دیگر. بناءًعلیٰ‌هذا درصورت احراز عدم حیض، موضوع برای حرمت منتفی است. شبهه راجع به غایت در این حرمت است که آیا غایت این حرمت، طهارت از حیض است یا تطهیر یعنی تغسیل است. این غایت موجب استصحاب عدم احراز موضوع و درنتیجه استصحاب حکمی است که همان حرمت وطی در زمان حیض است و آن حرمت استصحاباً به زمان بعد الحیض تسرّی پیدا می‌کند.

  • شبهۀ حکمیه بودن آیۀ ﴿وَ يَسئلُونَكَ عَنِ المَحِيضِ ...﴾

  • شبهه در اینجا قطعاً شبهۀ حکمیه است زیرا به دو جور قرائت شده است؛ یکی ﴿يَطۡهُرۡنَ﴾ و یکی ﴿يَطَّهَّرنَ﴾، پس شبهه، شبهۀ موضوعیه نیست. بناءًعلیٰ‌هذا درصورت وجود شبهه حکمیه ما باید ببینیم که آن حکم متعلّق بر موضوع به چه موضوعی تعلق گرفته است؟ آیا به حیض تعلق گرفته است یا حیض با قید دیگر؟ چون اگر به نفس حیض تعلق گرفته است، حیض الآن بالوجدان منتفی است. پس اگر این حکم بخواهد ادامه پیدا کند بعد الحیض إلی زمان الغسل، یعنی من‌باب‌مثال در صبح ساعت هشت حیض دیگر منتفی شده است و برای صلات عصر حالا ده ساعت بعد، وقت و فرصت هست و برای صلاه ظهر مثلاً تا بعد از ظهر فرصت است، در این فاصله اگر وطی جایز نباشد حرمت وطی به این معنا است که حرمت وطی، غیر از محیض بر موضوع دیگری تعلق گرفته است و آن موضوع انتهاء المحیض و عدمُ الغُسل است؛ یعنی زمان عدم الحیض وجداناً و قبل الغُسل.