اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۱۷

0
اصول
اصول

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل. تتمۀ بحث انحلال علم اجمالی (در تقریر اول از دلیل عقل)

جلسه ۳۱۷

5
  • پس شما که می‌گویید استصحاب حکمی، این استصحاب حکمی یکی از اشتباهات بسیاری از اصولیین است که اینها بدون توجه به تعلق حکم و علت این حکم همین‌طور استصحاب حکمی می‌کنند. تا استصحاب موضوعی نشده و تا استصحاب اصل حاکم نشده، استصحاب اصل محکوم و استصحاب حکمی در اینجا جلو می‌آید. درحالی‌که در بسیاری از موارد در استصحاب حکمی حکم به‌واسطۀ تعلق بر موضوع اثبات شده است و وقتی که موضوع منتفی می‌شود دیگر حکمی در اینجا وجود ندارد تا شما بخواهید استصحاب کنید. وقتی که در زمان حیض است، حرمت وطی متعلق بر حیض است ﴿فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ﴾ الآن لا یکونُ حیضاً است و تبدّل موضوع است، شما به چه دلیل استصحاب در وقت حیض را در اینجا استصحاب می‌کنید؟! روی چه حسابی؟! این اشکال اول بود.

  • اشکال دوم که استصحاب در اینجا جاری نیست این است که ...

  • تلمیذ: شاید به علت ﴿يَطۡهُرۡنَ﴾ می‌باشد.

  • لزوم وجود جنبۀ موضوع در استصحاب حکمی

  • استاد: ما در ﴿يَطۡهُرۡنَ﴾ که استصحاب جاری نمی‌کنیم؛ ﴿يَطۡهُرۡنَ﴾ برای زمان شک و قید آخر است. شما استصحاب حکمی می‌کنید، در استصحاب حکمی باید آن جنبۀ موضوع وجود داشته باشد. حیض در استصحاب حکمی بود، متعلق برای عدم تعلق جواز وطی ﴿يَطۡهُرۡنَ﴾ نبود، ﴿فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ﴾ بود. غایت برای حرمت ﴿يَطۡهُرۡنَ﴾ بود نه‌اینکه متعلَق برای حرمت ﴿يَطۡهُرۡنَ﴾ باشد. متعلَق حرمت و موضوع برای حرمت نفس الحیض است منتها این یعتزل النساء مغیای به چیست؟ إمّا مُغیا بانتهاء الحیض و إمّا مُغیا بالغسل. ما در شبهۀ حکمیۀ ﴿يَطۡهُرۡنَ﴾ و ﴿يَطَّهَّرنَ﴾ چه چیزی را استصحاب می‌کنیم؟ غایت را استصحاب نمی‌کنیم چون در غایت مشکوک است و شک در غایت داریم و نمی‌شود مشکوک را استصحاب کرد، باید متیقّن را استصحاب کرد.

  • من‌باب‌مثال در نجاست؛ این اناء نجس است بسیار خوب الآن نجاست این اناء مصاحب و قرین با این اناء است شک داریم که از این ماء رشِّ بر این اناء شده یا نشده است؟ متیقّن ما باقی است و موضوع متبدّل نشده است و موضوع سر جای خودش باقی است و آن متیقّن النجاسة است. شک در تبدّل یقین است و ما استصحاب یقین می‌کنیم. در استصحاب إبقاءُ ما کان است یعنی آن متیقّنی که تا الآن بوده، شک در رفع متیقّن است و ما در اینجا آن متیقّن را استصحاب می‌کنیم. اما در مورد ﴿فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ﴾ قطعاً متیقّن منتفی شده است؛ الآن زن از حیض درآمده است.