جلسه ۳۱۹
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
1
یک تتمهای از بحث تذکیه در شبهۀ موضوعیه باقی ماند که إنشاءالله آن تتمه را امروز عرض میکنیم و فردا وارد در شبهۀ حکمیه میشویم؛ یعنی جریان و عدم جریان اصل تذکیه یا عدم تذکیه در شبهات حکمیه.
بحث در شبهات موضوعیه بر سر شک در اسباب و وسایل و مقدمات تذکیه بود؛ از باب فَری اوداج و اسلام و سایر شرایط تذکیه که اقسام اربعۀ این شبهات موضوعیه و جریان و عدم جریان اصل تذکیه عرض شد. یک شق باقی میماند و آن این است که مورد هم از نقطهنظر قابلیت محل مشکوک است و هم از جهت جریان مقدمات و وسایل تذکیه مشکوک است. یعنی در دو جهت شک وجود دارد؛ اول از جهت نفس قابلیت و دوم از جهت مقدمات تذکیه، بنا بر آنچه که ما تذکیه را عبارت از فری اوداج اربعه با سایر شرائط بدانیم نهاینکه آن اصل و حقیقتی که موجب حلیت اکل است.
مانند مثالی که میزنند؛ لحومی که از خارج و از بلاد فرنگ به ممالک اسلامی میآید و انسان یا در خنزیریت و شاتیت آن شک دارد و یا از جهت دیگر در مقدمات تذکیه؛ یعنی از دو جهت مشکوک است.
یااینکه فرض کنید مانند لحوم أسماک که یا از نقطهنظر نفس حلیت لحم مورد شک است و دوم از جهت اسباب تذکیه که آیا موت برای او در ماء حاصل شده است یااینکه خارجاً عن الماء. چون علیٰکلّحال این بضائع از بلاد کفر هست که اعتمادی به کلام آنها نمیشود و یااینکه مسئله بهطورکلی مسکوتٌ عنه است.
در این موارد چه باید کرد؟! مرحوم نائینی بنا بر تقریر بعضی از تلامذۀ خود در اینجا قائل به عدم جریان اصالت عدم تذکیه هستند و به مقتضای عدم جریان اصالت تذکیه، چون اصل دیگری در اینجا حاکم نیست باید در اینجا رجوع به اصالة الحل و الطهاره بشود و قائل به حلیت اکل و طهارت موضع هستند.
- . مصالح که کم میشود نمیتوانند بسازند و یکدفعه قیمت ساختمان پایین میآید، درنتیجه قیمت زمین هم پایین میآید چون وقتی مصالح نباشد در هردو جنبه اثر منفی دارد. دلار و طلا، قیمت آنها تقریباً با همدیگر متوازیین است یعنی اگر دلار بالا برود طلا هم بالا میرود، نهاینکه یکی پایین بیاید و یکی بالا برود. آنچه که بازار یعنی اجناس عمومی مانند لوازم منزل یا مثلاً آن مایحتاج زندگی، لباس، غذا و منحیثالمجموع آنچه که در عرف بازار بهعنوان دادوستد مورد معامله قرار میگیرد. در عرف بازار زمین برای خودش یک حساب جدایی دارد یا طلا و دلار حساب جدایی دارند. آنچه که در عرف بازار است ماشین و لوازم منزل است و مسائل دیگر مثل سوخت، بنزین، نفت و امثالذلک است و شما میبینید که دائماً در حال ارتفاع است.
تلمیذ: خدمات هم هست؟
استاد: بله، خدمات هم هست. آیا اینها مُعیّن میزان افت پولی هست یا نه؟ قیمت اجارۀ منزل هم بیانگر نیاز افراد به آن مال الإجاره است. اگر نیاز افراد زیاد باشد مال الإجاره را بالا میبرند و اگر کم باشد مال الإجاره پایین میآید، این ملاک است. اما در مسائل خاص اینطور نیست، منبابمثال قیمت دلار ثابت است ولی شما میبینید که تورم مدام هرسال اضافه میشود و این بهخاطر این است که مسئله به دلار مربوط نیست، مسئله به امکانات مملکت است. مملکت ما الآن در یک نقایصی قرار دارد که سالها این نقایص برطرف نمیشود یعنی بهواسطه آن جنگ، مسائلی بهوجود آمده است که این مسائل موجب یک نوع تورم داخلی شده است.
بالأخره این نقایص باید برطرف بشود و برطرف شدن این نقایص به چه چیزی است؟ به این است که دولت مالیات میبندد. فرض کنید به شکر مالیات میبندد و به لوازم مالیات میبندد و به خرید و فروش مالیات میبندد. فرض کنید اگر یک شخصی امسال از مغازهاش یک میلیون سود برده است و پارسال مالیاتش صد هزار تومان بوده است، امسال مالیاتش سیصد هزار تومان شده است یعنی سیصد درصد اضافه شده است! التفات میکنید؟! بالأخره این سیصد درصد را باید از چه کسی تأمین کند؟! اینهم از مشتری تأمین میکند! پس به همین سیکل همینطوری تورم بهوجود میآید.
بنزین سال گذشته لیتری چقدر بوده و الآن امسال لیتری چقدر شده است؟ بلیط هواپیما چقدر بوده و الآن چقدر شده است؟ همۀ اینها همینطور تورم است. آنوقت چرا دولت این کار را میکند؟ بهخاطر اینکه دولت کم میآورد. دولت قرض خارجی دارد و بهخاطر استقراض خارجی نمیتواند چیز کند مشکلات سیاسی دارد و نمیتواند آن مواد [مورد نیاز] خودش را که میخواهد به سهولت بهدست بیاورد و مجبور میشود که دلار بیشتری بپردازد و این بیشتر شدنش را باید از ملت تأمین کند یعنی از مالیاتها و امثالذلک. شما قبض آب و برق را نگاه کنید، هر سال دارد ارتفاع پیدا میکند! این مایحتاج عمومی را میشود ملاک برای تورم به حساب آورد.
تلمیذ: بانک مرکزی یازده درصد و نیم اعلام کردند.
استاد: آنها کم میگویند.
تلمیذ: من اخیراً یازده و نیم شنیدم.
تلمیذ: من در رادیو شنیدم که سی و پنج درصد گفتند.
استاد: همۀ اینها دروغ میگویند!
تلمیذ: عملکردشان این است، مثلاً بلیطهای هواپیما و قطار را امسال از برج دو و سه حدود سی و پنج درصد اضافه کردند یا ظاهراً پول گاز و نفت را سی و پنج درصد اضافه کردند. معلوم میشود که تورم سی و پنج درصد است نه یازده درصد! این را که خودشان اضافه کردند حالا مثلاً ما میتوانیم همین سی و پنج درصد را ملاک قرار بدهیم؟ چون فرض بفرمایید ممکن است نسبت به یخچال بیست درصد یا بیست و پنج درصد ...
استاد: منحیثالمجموع وقتی که ما ملاحظه کنیم یک میانگینی قرار میدهیم و آن میانگین میشود [مبنای تورّم].
تلمیذ: منزل و مسکن و اینها که میدانند این وضع را دارد، مشکلی برای خرید و فروش ندارد؟
استاد: مسکن؟
تلمیذ: بله، طرف میداند که این زمین الآن قیمتش اینقدر است و دو ماه دیگر یا پنج ماه دیگر مثلاً قیمت چند برابر میشود، به قصد اینکه قیمت برود بالا میخرد و نگهداری میکند.
استاد: بله، این اشکالی ندارد البته مکروه است.
تلمیذ: احتکار نمیشود؟
استاد: نهخیر، احتکار در موارد خاص است؛ در مورد غلات است و در موارد دیگری نیست. اصل این قضیه مکروه است و در کراهتش حرفی نیست که انسان بخواهد انتفاعی ببرد و در واقع بهواسطۀ این، ضرری متوجه جامعه شود. اما اینکه در مسائل احتکار وارد بشود که مسئلۀ قهر و جبر و اینها بخواهد، آن فقط مربوط و راجع به مأکولات است.
تلمیذ: شغل دَلالت هم کراهت دارد؟
استاد: بله.
تلمیذ: یعنی پولی را هم که میگیرد همینطور است؟
استاد: اشکال ندارد.
تلمیذ: مثلاً مبلغی را تعین میکنند که اینقدر میگیرم.تفاوت دلالی با جعاله (ت)
استاد: یک وقتی دلالی است و یک وقتی جُعاله است، جُعاله مکروه نیست. فرض کنید که بگوید من اینقدر میگیرم و این عمل را انجام میدهم، این جُعاله است. یک وقت بحث، بحث واسطهگری و دلالی است، دلالی با جُعاله فرق میکند. جُعاله حق عمل و حق فعل است و دلالی آن جنبۀ واسطهگری است، واسطهگری برای نزدیک کردن آراء و تثبیت أحد الطرفین، و این در روایات [آمده که ایرادی] ندارد.*
* جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الکافی، ج 5، كتابُ الجُعالة، 4 ـ بابُ أنَّهُ لا بَأسَ بِجُعلِ الدَّلاَّلِ أو السِّمسار، ص ۲۸5.
- . مصالح که کم میشود نمیتوانند بسازند و یکدفعه قیمت ساختمان پایین میآید، درنتیجه قیمت زمین هم پایین میآید چون وقتی مصالح نباشد در هردو جنبه اثر منفی دارد. دلار و طلا، قیمت آنها تقریباً با همدیگر متوازیین است یعنی اگر دلار بالا برود طلا هم بالا میرود، نهاینکه یکی پایین بیاید و یکی بالا برود. آنچه که بازار یعنی اجناس عمومی مانند لوازم منزل یا مثلاً آن مایحتاج زندگی، لباس، غذا و منحیثالمجموع آنچه که در عرف بازار بهعنوان دادوستد مورد معامله قرار میگیرد. در عرف بازار زمین برای خودش یک حساب جدایی دارد یا طلا و دلار حساب جدایی دارند. آنچه که در عرف بازار است ماشین و لوازم منزل است و مسائل دیگر مثل سوخت، بنزین، نفت و امثالذلک است و شما میبینید که دائماً در حال ارتفاع است.

