جلسه ۳۲۱
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
1
قسم رابع از اقسام شبهۀ حکمیه در مسئلۀ اصالت عدم تذکیه موردی است که بهخاطر شبهۀ حکمیۀ در دخالت جزء یا در دخالت شرطی در تحقق تذکیه مورد مشتبه واقع بشود مانند حدید بودن سکین یا استقبال یا اسلام، که در جزئیتش و یا در شرطیتش انسان شبهه داشته باشد. این مورد که بهعنوان شکّ در جزئیت و شکّ در شرطیت مطرح است، بهعنوان قسم رابع از اقسام شبهۀ حکمیه مطرح است.
در اینجا طبق آنچه که متعارف است اگر قرار بر این باشد که تذکیه عبارت از آن امر بسیط و نتیجۀ اجزاء و شرایط خارجی باشد بهاضافۀ قابلیت محل، خب اصالت عدم تذکیه در اینجا جاری است بهخاطر اینکه عدم تذکیه در زمان حیات در تحققش بعد از فری اوداج و عدم تحقق تذکیه بهواسطۀ اخلال به بعضی از شروط و اجزاء در اینجا موجب استصحاب عدم تذکیه خواهد شد.
منطبق نبودن استصحاب عدم تذکیه در زمان حیات با موازین و مبانی
اشکال بر این مسئله در روز گذشته مطرح شد که بهطورکلی استصحاب عدم تذکیه در زمان حیات بههیچوجه با موازین و مبانی منطبق نیست. زیرا آن عدم تذکیۀ در زمان حیات مبتنی بر حیات بود نه مبتنی بر حالتی سوای حیات. و اگر قرار بر این باشد که استصحاب عدم تذکیۀ در حال حیات جاری بشود، در مورد شاة و بقر و دُجاج هم باید جاری بشود. زیرا بعد از فری اوداج همان استصحاب عدم تذکیه جاری است درحالیکه لَم یَتَفوّه بِه أحَدٌ و لا یَتکَلم به مُتِفقّهٌ فضلاً عن الفقیه که شارع بهواسطۀ فری اوداج، دیگر ترتیب اثری به استصحاب عدم تذکیه در حال حیات نمیدهد و دلیلش هم این است که بهواسطۀ موت چه حتف أنفه و چه بهواسطۀ ذبح آن حال حیات متبدّل به موت میشود. بله! استصحاب عدم تذکیه در حال حیات، اگر مبتنی بر عدم قابلیت محل باشد. آن عدم قابلیت محل بعد از حیات هم قابل جریان است. بنابراین همانطوریکه عرض شد این استصحاب عدم تذکیه هیچ وجهی از نقطهنظر مبانی ندارد.
- .تلمیذ: ...
استاد: فروش ورق بهخاطر پشتوانهاش است. ورق را که انسان نمیفروشد بلکه پشتوانهاش را میفروشد پولی را که میدهد ورق است پس کپیاش را هم باید بتواند بدهد درحالیکه آن کپی پشتوانه ندارد پس پول صرف ورق نیست اما این دارد آنوقت باید دید پشتوانه چیست؟ اگر پشتوانه طلاست همان اشکال پیش میآید. طلا خرید و فروشش به اَزید ربا میشود، اگر نفت است آنهم جزء رطل بهحساب میآید و مکیل و موزون است لذا آنهم رباست. اگر چیزهای دیگر مثل جواهرات و امثالذلک است که بعید است ایران پشتوانهاش اینقدر باشد. معمولاً پشتوانهها در کشورها تفاوت میکنند؛ بعضی از پشتوانهها جنبۀ حیثیتی و شأنی دارد نه جنبۀ حقّی و عینی مثلاً فرض کنید یک کشوری هیچ پشتوانهای ندارد طلا و نفت ندارد ولی موقعیت سوقُ الجیشی آن یک موقعیتی است که اعتبار او را در دنیا زیاد میکند. بهواسطۀ این موقعیت سوق الجیشی پولش اعتبار پیدا میکند. پشتوانه در بعضی از کشورها کار است؛ کار بالفعل است کاری که میتواند از قوه به فعل بیاورد. در کشورهای مختلف تفاوت میکند. بعضی از کشورها پشتوانهشان زور است؛ نیروی نظامی است! چون یک کشورِ قوی است از این نقطهنظر این برای او یک پشتوانهای است و اعتبار بینالمللی پیدا کرده است. در آن موارد ما میتوانیم این مطلب را بگوییم. اما کشور ما الحمدلله هیچ اعتباری ندارد!
تلمیذ: طلا را هم اگر پشتوانهاش قرار دهیم باز تورمی که هست ـ پولهایی که زیاد در دست مردم است ـ نشان میدهد که پشتوانه نفعی ندارد، پول بیارزش است اگر واقعاً طلا پشتوانهاش بود خب پول هم ارزشی داشت.
استاد: بله! بهخاطر اینکه مقدار اسکناس از مقدار طلا بیشتر است.
تلمیذ: آنوقت در این جنبه اشکال پیدا نمیشود؟
استاد: ارزش آن بیشتر میشود ولی بالأخره یک درصدی را که دارد، نمیتوانیم بگوییم که صد تومان، تمامش پشتوانه ندارد حالا سی تومانش دارد، چهل تومانش دارد، شصت تومانش اعتبار دولت است. علیٰکلّحال قضیه بدون اشکال نیست.
سوئیس یک کشوری است که هیچچیز ندارد؛ نه نفت دارد و نه صنعتی دارد، صنعتش همین صنعت متعارف است مثل سایر دول اروپایی صنعتش خوب است ولی در حد رقابت با کشورهایی دیگر مثل آلمان و امریکا و فرانسه نیست ولی پشتوانۀ سوئیس نحوۀ سوق الجیشی آن کشور است که او را محل اعتماد برای سایر دول قرار داده است. در جنگ بینالملل دوم سوئیس بیطرف بود؛ نه جزو متفقین بود و نه جزو متحدین بود و چون بیطرف بود و هیچکدام از طرفین به او کار نداشتند لذا سرمایههایشان را در سوئیس میسپارند و این خودش موجب شد اعتبار پیدا کند. این اعتباری که سوئیس دارد از بعد از جنگ بینالملل دوم است والاّ خودش فیحدّنفسه چیزی ندارد. یک کشور هست که نفس قوانین و افرادش و اجرای قوانین آن پشتوانه میشود. افرادی که درستکار هستند و صحیح العمل هستند خود این هم پشتوانۀ پولی آنهاست؛ حرفی که میزنند روی حرفشان میایستند و سوئیس اینطور است. از معدود کشورهایی است که افرادش به صحّت عمل معروف هستند و بعدش سوئد است؛ حرفی که میزنند روی آن میایستند.
این مسئلۀ پشتوانه در زمان سابق به یک نحوی بود ولی الآن بهطورکلی عوض شد. مسائل در صحنۀ بینالملل تغییر پیدا کرده است. سابق بهطورکلی معادلات براساس نقدین بود و خزانۀ هر مملکتی براساس طلا و نقره بهخصوص طلا حساب میرسیدند ولی الآن دیگر بهطورکلی عوض شد و اصلاً طلا خیلی بهحساب نمیآید.
- .تلمیذ: ...

