جلسه ۳۲۱
4امثلهای برای این قضیه در فقه ذکر میکنند؛ یکی از آن امثله در بحث اشتقاق است که آیا مشتق حقیقت در تلبّس به مبدأ است فی آناً ما، یااینکه مشتق حقیقت در تلبّس به مبدأ است دائماً؛ اگر شخصی در زمان گذشته عالم بود و الآن مسلوب العلم است ...، اتفاق میافتد! حتی بعضی از مراجع اصلاً بهطورکلی نسیان برایشان عارض میشود. خیلیها هستند که در سنین پیری نسیان بر آنها عارض میشود. اتفاقاً این قضیه در مرجعیت و در تقلید هم خیلی بهدرد میخورد. مثلاً فردی هست بسیار فرد مُلایی هست ولی بعد نسیان بر او پیدا میشود آیا میشود از او تقلید کرد یا نمیشود تقلید کرد؟! مرحوم حاج میرزا حبیب الله رشتی در نجف اول عالم و اول مدرّس بعد از مرحوم شیخ انصاری بود، او در اواخر عمر اینطور شده بود؛ ـ حالا نمیدانیم بهواسطۀ چه کاری بود؟! زیادهروی داشته یا کمروی نمیدانیم! آقای ... مثل اینکه این مسئله موجب این قضایا میشود افراط در بعضی از عبادات مستحبۀ مؤکّده منظورم هست! ـ ایشان مبتلا به نسیان شده بود در حدی که آدرس منزلش را هم فراموش میکرد. نقل میکنند که یک ذغالی با خودش برمیداشت میآمد مثلاً حرم حضرت امیرالمؤمنین علیهالسّلام ـ خب حرم گنبد دارد دیگر پیداست نمیشود فراموش کند ـ میآمد آنوقت سر کوچهاش را با ذغال علامت میزند و وقتی برمیگشت شک میکرد که آیا این ذغال علامت اوست یا علامت دیگری است. یعنی به این حد بود.
مرحوم بهبهانی مبتلا به نسیان شد و حتی اعلام کرد که دیگر از من تقلید حرام است و باید از شاگردش که سید مهدی بحرالعلوم است تقلید بشود. بسیاری از افراد حتی خود ما هم دیدیم ـ حالا اسم نمیبرم ـ در همین زماننا هذا هم بودند که من قطع به نسیان آنها داشتم درعینحال مرجعیتشان هم مطرح بود و چند سال پیش هم از دنیا رفتند. من قطع به نسیان آنها دارم نهاینکه شک و شبهه دارم! پناه بر خدا وقتی مسائل، مسائل سیاسی بشود دیگر دین هم بازیچه و ملعبهای برای امور میشود!

