جلسه ۳۲۱
5حالا شک در این است که آیا از نظر لغوی واضع لغت مشتق را حقیقت در صرف تلبّس به مبدأ آناً ما مِن الآنات قرار داده که اگر شخصی مثلاً بیست سال پیش عالم بود الآن بیست سال جهل مطلق بر او عارض شد، باز هم به او عالم میگویند به لحاظ بیست سال قبل یا نه؟! همان اتّصاف به مبدأ در تمام حال شرط برای اتصاف به آن وصف خواهد بود تا تحقق علم نباشد اتصاف به عالم نمیشود کرد. اگر ما در اینجا شک داشتیم چه باید بکنیم؟! اگر قرار بر علم است که قطعاً منتفی است؛ علمی که در زمان گذشته بود قطعاً منتفی است پس ما شک نداریم پس در اینجا میتوانیم استصحاب اتصاف به علم را در زمان گذشته بکنیم. چون در مشتق شک داریم و شبهۀ ما شبهۀ حکمیه است. شک ما شک حکمی است و ناشی از شک در وضع است. شک داریم که آیا الآن متصف است یا نه، آن حالت متیقّن سابق را که همان اتصاف به علم است استصحاب میکنیم و حکم به عالم میکنیم و أکرم العلماء را بر او جاری میکنیم.
تحقق وصف در خارج یکی از ارکان استصحاب
من واقعاً تعجب میکنم چطور ممکن است یک فقیهی بیاید اینقدر سست و اینقدر واقعاً بدون هیچ، همینطوری روی هوا یک مبنا را درست کند! خیلی برای من جای تعجب است! آخر جان من اتصاف به علم در یک زمان براساس شبهۀ بدویه، این شک در قابلیت بقاء الآن در اینجا داریم. شما اصلاً مثل اینکه استصحاب نخواندهاید! در استصحاب قابلیت بقاء از ارکان استصحاب است؛ یکی از ارکان استصحاب عبارت از همان تحقق وصف در خارج است. رکن دوم قابلیت بقاء این است که اینهم قابلیت باید متیقّن باشد. بله! بعد از فرض قابلیت بقاء و دوام اگر شک در دوام کردیم متیقّن را استصحاب میکنیم. وضو و طهارت باید متیقّن باشد و وضو و طهارت أمرٌ قابلٌ لِلبقاء و الدوام؛ قابلیت بقاء و قابلیت دوام باید در استصحاب متیقّن باشد. بله! شک در بقاء ـ نه در قابلیت ـ رکن سوم استصحاب است که بهواسطۀ شک در بقاء ما همان استصحاب طهارت وضو را میکنیم. اما در اینجا در اصل قابلیت بقاء شک داریم و یقین نداریم وقتی که شبهۀ ما شبهۀ حکمیه است نقش قابلیت بقاء در اینجا مشکوکه میشود پس شما چه چیزی را میخواهید استصحاب کنید؟! اشکال را متوجه شدید؟!

