جلسه ۳۲۴
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن . ادلۀ تسامح در مقام ایجاد و بیان فرع فقهی است
جلسه ۳۲۴
7جوابی که از این مسئله میشود داد این است که آن ملاکی که عقل به همان ملاک عبد را مدح میکند یَمدَحُهُ العقلاء العبدَ علیٰ إتیان الفعل به همان ملاک ابتدائاً به نحو الفعل تشویق میکند، چه فرقی میکند؟! وقتی که عبد یک مسئلهای را اتیان بکند و احتمال ثواب مولا را در آن بدهد خب دراینصورت باید اتیان بکند. دیگر حکم عقل قبل و بعد ندارد؛ بعد إتیان الفعل مدح میکند اما ابتدائاً نه، ساکت است. به عبد میگوید که خودت میدانی؛ میخواهی انجام بده خودت میدانی، نمیخواهی انجام بدهی خودت میدانی. اگر عقل این مسئله و این عمل را ممدوح میداند پس عبد را نحو الفعل هم تحریک میکند اگر ممدوح نمیداند بنابراین بعد الفعل را هم انجام نمیدهد. خب یک کاری کردی حالا دیگر منتظر باش؛ اگر کار بد کردی از مولا کتک بخور و اگر کار خوب کردی [تشویق میشوی] درحالیکه میگوییم که عقل مدح میکند اگرچه مکروه مولا باشد.
بنابراین این مدحی که عقل میکند به بعدالفعل ارتباط ندارد و قبل و بعدالفعل یک مسئله است و تفاوتی در اینجا و در مانحنفیه نیست.
ماحصل سه تقریر مذکور دربارۀ اخبار «مَن بَلَغ» و تسامح در ادلّۀ سنن
بنابراین ماحصل مسئله این میشود و از مجموع این سه تقریر آنچه که به نظر میرسد که قطعاً بدون شبهه مفهوم و مفاد اخبار تسامح است، ارشاد به حکم عقل است. یعنی در ادلّه و در تقریر اول که توسعه در دلیل حجیت بود، قطعاً مردود است. دومی افجع و افضح است و اگر این حکم، حکم فقهی باشد، قطعاً افضح خواهد بود و سیاق مسئله هم همین را میرساند. اگر حتی شارع این مطلب را نمیفرمود این حکم عقل بهجای خودش محفوظ بود که اگر یک عبدی یک عملی را انجام بدهد و خبری را بشنود و این خبر، خبری باشد که احتمال رضای شارع را بدهد، باید انجام بدهد. این ارشاد، ارشاد حکم عقل است.

