جلسه ۳۲۵
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن ارشادیت ادلۀ تسامح به حکم عقل
جلسه ۳۲۵
11درصدد ارشاد به حکم عقل بودن ادلّۀ تسامح
پس معنای ادلّۀ تسامح نه درصدد توسعۀ در دلیل حجیت است، نه درصدد اثبات استحباب فعلی است بلکه درصدد ارشاد به حکم عقل است و عقل هم میگوید که روایاتی که قطعی السند هستند که هیچ اصلاً به آنها کاری نداریم و نیاز به رجاءً إلی ثواب الله یا التماساً لِقول النبی ندارد! خود شما اگر با روایت قطعیالصدور موثوقٌ بِهِ برخورد بکنید، عمل میکنید، آن دیگر رجائاً ندارد. رجائاً در کجاست؟! در کجا امام این حرف را میزند؟! امام که حرف لغو نمیزند! رجائاً در جایی است که از نقطهنظر عقلائی روایات و بلاغی برای انسان آمده باشد ـ روایات ضعیف نه موثوق ـ ولی انسان با احتمال عقلائی، داعی بر کذب را از آن روایات نفی میکند. اینها را امام میگوید که انجام بده ولَو لم یکن الأمر کما بَلَغَه.
اما اینکه روایت ضعیف را یزید بن معاویه از آن بابای پدر سوختهاش راجع به کذا نقل بکند، کجا روایات «مَن بَلَغ» میگویند که بیا حرف آن مرتیکۀ آدم کش فلان را نقل بکن. یااینکه عمر سعد یک روایت نقل بکند که گندم ری خوردنش مستحب است! تو داری پسر پیغمبر را میکشی، آنوقت میگویی که مستحب است که گندم ری بخورید؟! در سرت بخورد!
مبنای مختار در ادلّۀ تسامح
بنابراین مفاد ادلّۀ تسامح بنا بر مبنای ما این شد که ادلّۀ تسامح انحصار پیدا میکند در آن روایات و در آن بلاغی که از نظر سند قابل برای اندراج در تحت ادلّۀ حجیت خبر واحد نیستند ولی درعینحال طبق احتمال عقلائیه که سیرۀ عقلاء است مکلف دفع کذب و کذب صریح را از آن روایت میکند. این مبنای ما بر این مسئله است إنشاءالله در جلسۀ آتیه راجع به فروعات این مسئله که ذکر شده صحبت میکنیم.
تلمیذ: ...
استاد: اشکال ایشان میگویند که چرا شما ملاک را توسعه ندادید؟ ملاک را توسعه ندادیم بهخاطر اینکه در مورد روایات صحیح قطعاً به ذهن انسان اشکال نمیآید که آیا عمل به این مستحب است یا مستحب نیست و لَو بَلَغَه، این اشکال و شبهه در مواردی برای انسان پیدا میشود که روایت غیر موثوقٌ بِهِ است و آنچنان از وثاقت برخوردار نیست. آنجا این شبهه برای ما پیدا میشود. امام علیهالسّلام میآید این شبهه را دفع میکند و میگوید که در مواردی که این شبهه وجود دارد، در آن موارد شما عمل بکن چون احتمال کذب نمیدهی عمل بکن ولَو لم یکن الأمر کما بَلَغَه.

