جلسه ۳۲۵
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
ارشادیت ادلّۀ تسامح به حکم عقل
صحبت راجع به ارشادیت ادلّۀ تسامح به حکم عقل بود بنا بر مبنای مطرح شده و تقریر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و بنای مرحوم آقای خوئی بر استحباب فعلی بهعنوان ثانوی بلوغ بود، نه اباحۀ فعلی و استحباب مترتبه بر رجاء ثواب بلکه نفس فعل شرعاً مستحب است و عنوان استحباب بر نفس فعل تعلق میگیرد. بیانی را که ایشان داشتند به این نحو بود که مسئلۀ تقرب إلی الله در هر فعلی، موجب استحباب و ترتّب ثواب است چه در عبادیات که قطعاً تقرب شرط برای مثوبه است و چه در توصلیات، عَدا مَا استُثنی، قصد قربت موجب ثواب خواهد بود.
بنابراین آن دو روایتی که در آن دو روایت قید رجاءً إلی ثواب الله یا التماساً لقولِ النبّی قید شده است، در واقع «بیان» شرط زائدی بر شرط اصلی قبول عبادت نیست بلکه بیان یک امر عرفی و یک امر مقبول است. عند العُرف باید در هر عملی برای وصول به ثواب قصد قربت و قصد ثواب باشد. حالا چرا مسئلۀ خوفاً من العقاب در اینجا مطرح نشده است؟! مثلاً مَن بَلَغ ثوابٌ یا مَن بَلَغ لَهُ عقابٌ بالنسبة إلی فعلٍ؟! اینهم جهتش این است که اغلب مردم، خوف از عقاب ندارند بلکه رجاء به ثواب دارند. یعنی عبادات را که انجام میدهند بهجهت ثواب است و اگر از آنها سؤال کنید که برای چه این عبادت را انجام میدهید؟ میگویند که برای وصول به ثواب، نمیگویند که برای ترس از نار و خوف من النار! عدۀ قلیلی هستند! اما اکثریت مردم رجاءً إلی الثواب عبادت را انجام میدهند لذا در این روایت مسئلۀ رجاءً إلی ثواب الله یا التماساً لقولِ النبّی مطرح شده است و اما داریم که «قومٌ عَبَدوا الله طلباً للجنة و تلک عبادة التجّار و قومٌ عَبَدوا الله خوفاً مِن النّار فتلک عبادة العبید و قومٌ عَبَدوا الله و وَجَدَهُ أهلاً للعبادةِ فَعَبَدوه».1
- . امام شناسى، ج 5، ص 43:
محمد بن يعقوب كلينى، از علىّ بن ابراهيم، از پدرش، از ابن محبوب، از جميل، از هارون بن خارجة، از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه:
قالَ: إنَّ العُبّادَ ثَلاثَةٌ: قَومٌ عَبَدوا اللهَ عَزَّوَجَلَّ خَوفًا، فَتِلكَ عِبادَةُ العَبیدِ؛ وَ قَومٌ عَبَدوا اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالَى طَلَبَ الثَّوابِ، فَتِلكَ عِبادَةُ الاجَرَآءِ؛ وَ قَومٌ عَبَدوا اللهَ عَزَّ وَجَلَّ حُبًّا لَهُ فَتِلكَ عِبادَةُ الأحرارِ؛ فَهِىَ أفضَلُ العِبادَة.1
عبادت كنندگان بر سه گروه تقسيم مىشوند: گروهى خداوند عزّوجلّ را از روى ترس عبادت مىكنند، اين عبادت بندگان است، و گروهى خداوند تبارك و تعالى را از روى خواستن مزد و پاداش و ثواب عبادت مىكنند، و اين عبادت اجيران است، و گروهى خداوند عزّوجلّ را از روى محبت عبادت مىكنند، و اين عبادت آزادگان است، و اين با فضيلتترين اقسام عبادت است.
و در «نهج البلاغه» وارد است:
إنَّ قَومًا عَبَدوا اللهَ رَغبَةً، فَتِلكَ عِبادَةُ التُّجّارِ؛ وَ إنَّ قَومًا عَبَدوا اللهَ رَهبَةً، فَتِلكَ عِبادَةُ العَبیدِ؛ وَإنَّ قَومًا عَبَدوا اللهَ شُكرًا فَتِلكَ عِبادَةُ الأحرارِ.2
دستهاى از مردم، خداى را از روى رغبت به ثواب و ميل به پاداش عبادت مىكنند، اين عبادت تاجران است. و دستهاى از مردم خداى را از روى ترس عبادت مىكنند، اين عبادت بندگان است. و دستهاى از مردم خداى را از روى شكر عبادت مىكنند، اين عبادت آزادگان است.
صدوق در «خصال» با سند متّصل خود از يونس بن ظبيان آورده است كه قال:
قال الصّادق علیه السّلام: إنَّ النّاسَ یعبُدونَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ عَلَى ثَلاثَةِ أوجُهٍ: فَطَبَقَةٌ یعبُدونَهُ رَغبَةً فِى ثَوابِهِ، فَتِلكَ عِبادَةُ الحُرَصَآءِ وَ هوَ الطَّمَعُ؛ وَ آخَرونَ یعبُدونَهُ فَرقًا مِنَ النّارِ، فَتِلكَ عِبادَةُ العَبیدِ وَ هِىَ الرَّهبَةُ؛ وَ لكِنِّى أعبُدُهُ حُبًّا لَهُ عَزَّوَجَلَّ؛ فَتِلكَ عِبادَةُ الكِرامِ وَ هوَ الأمنُ؛ لِقَولِهِ عَزَّوَجَلَّ ﴿وَهُم مِّن فَزَعٖ يَوۡمَئِذٍ ءَامِنُونَ﴾3 وَ لِقَولِهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَهُ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ﴾،4 فَمَن أحَبَّ اللهَ أحَبَّهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ مَن أحَبَّهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ كانَ مِنَ الإمِنینَ.5
حضرت جعفر بن محمّد عليهماالسّلام فرمودند: مردم خداوند عزّوجلّ را بر سه طريق عبادت مىنمايند: يك طبقه از مردم خداوند را به جهت رغبت به ثواب و پاداش عبادت مىكنند، و اين عبادت حريصان است، كه طمع دارند. و طبقه ديگر از مردم، خداوند را به جهت دورى از آتش عبادت مىكنند، و اين عبادت بندگان است كه از روى ترس است. و ليكن من خداوند را از روى محبّت عبادت مىكنم، و اين عبادت كريمان است، و اين مقام أمن است. زيرا كه خداوند عزّوجلّ مىفرمايد: ﴿اين طبقه از مردم در آن روز بازپسين و قيام قيامت از فزع در ايمنى هستند﴾ و نيز به علت آنكه خداوند عزّوجلّ مىفرمايد: ﴿(اى پيغمبر) بگو اگر شما مردم به خدا محبّت داريد، بايد از من پيروى كنيد، تا خدا نيز به شما محبّت داشته باشد، و گناهان شما را بيامرزد﴾ و بنابر اين هر كس كه خدا را دوست داشته باشد، خداوند عزّوجلّ نيز او را دوست دارد، و هر كس كه خدا او را دوست داشته باشد از اهل امن و امان خواهد بود.»
1) الکافي، ج ۲، كتاب الإیمان و الكفر، بابُ العِبادَة، ص ۸4، ح 5.
2) نهج البلاغة (صبحی صالح)، ج ۱، ص 5۱۰.
3) سوره نمل (27) آیه 89.
4) سوره آل عمران (3) آیه 31.
5) الخصال، ج ۱، باب الثلاثة، الناس یعبدون الله عزّوجلّ على ثلاثة أوجه، ص ۱۸۸ ، ح 259.
- . امام شناسى، ج 5، ص 43:

