اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۲۵

0
اصول
اصول

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن ارشادیت ادلۀ تسامح به حکم عقل

جلسه ۳۲۵

3
  • این مسئله اختصاص به عدۀ خاصی دارد و هر کسی در اینجا قدم نمی‌زند، لذا در روایات این اخذ نشده است که کسی که خدا را عبادت کند یا کسی که عملی را انجام بدهد للّه تعالی لا طمعاً إلی الثواب و لا خوفاً من العقاب، بلکه این در اینجا به یک عدۀ معدودی اختصاص دارد. لذا اکثریت براساس رجاءً إلی الثواب است روایات هم التماساً لقولِ النبی و رجاءً إلی ثواب الله را ذکر کرده‌اند.

  • بنابراین این قید زائدی نیست بلکه شرط ضمنی است؛ یعنی شرط ضمن عبادت و قبولیتِ مقبولیت عبادت است بنابراین استحباب فعلی بر اینجا مترتب است، و تأییدی که در اینجا هست بر اینکه این ادلّه ناظر به احکام عقلی و مستقلات عقلیه نیستند بلکه استحباب فعلی را اثبات می‌کنند این است که در عقل و در حکم عقل، مسئلۀ بلوغ ثواب موضوع برای ترتب آثار نیست بلکه چه بلوغ ثواب باشد یا بلوغ ثواب نباشد و همین احتمال ثواب باشد نه بلوغ؛ یااینکه حتی بلوغِ خبر ضعیفی بر عقاب باشد اما درعین‌حال احتمال ترتّب ثواب راجح باشد، در تمام این موارد عقل حکم به ترتب آثار می‌کند، عقل حکم به اتیان و رجحان فعل می‌کند. درحالی‌که ظهور این روایات بر موضوعیت بلوغ است. یعنی بلوغ در اینجا ظهور دارد که موضوع برای ثواب است؛ نه‌اینکه صرف احتمال ثواب در اینجا مطرح باشد. روایات ندارد مَن احتَمَلَ ثوابٌ علی فعلٍ فَفَعَلَهُ فَلَهُ أجرُ هذا الفعل و إن لم یکن الأمر کما بَلَغَه، دارد مَن بَلَغَهُ ثوابٌ علی فعلٍ و ظهور این روایات بر موضوعیت بلوغ است.

  • از ماحصل مطالب این به‌دست آمد که روی نظر مرحوم آقای خوئی و تقریر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ این روایات و ادلّۀ تسامح قطعاً دلالت بر استصحاب فعلی می‌کند به‌عنوان ثانوی بلوغ و این دو روایت محمد بن مروان1 و عمران زعفرانی که در قید رجاءً إلی ثواب الله یا التماساً لقول النبی هست، این دو روایت مقیّد برای آن اطلاقات نیست بلکه بیان شرطِ مبیّن و واضح است که هر عملی باید رجاءً إلی ثواب الله باشد. حدس اینکه بَلَغ علیه ثوابٌ أو قَطَعَ بأنّهُ فیه ثوابٌ یااینکه قَطَعَ بأنَّهُ واجبٌ کافی نیست و باید نسبت به این مسئله توجه کرد.

    1. الكافي، ج ‌2، كتاب الإیمان و الكفر، بابُ مَن بَلَغَهُ ثَوابٌ مِنَ اللَهِ على عَمَل،‌ ص 87، ح 2:
      «عن عِمران الزَّعفرانیِّ عن مُحمّدِ بنِ مروان قال: سَمِعتُ أباجعفرٍ عَلیهِ السّلامُ یَقولُ: ”مَن بَلَغَهُ ثَوابٌ مِن اللهِ على عَملٍ فعَمِل ذلِك العمل التِماس ذلِك الثَّوابِ أوتیهُ و إن لم یكُنِ الحدیثُ كما بَلَغَهُ.“»
      ترجمه: «عمران زعفرانی می‌گوید که محمد بن مروان گويد: شنيدم امام باقر عليه‌السّلام مي‌فرمود: ”كسى كه ثواب بر عملى از خدا به او برسد و آن عمل را به اميد آن ثواب انجام دهد، به او مي‌دهند، اگرچه حديث چنانچه به او رسيده، نباشد.“» (محقق)