اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۲۵

0
اصول
اصول

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن ارشادیت ادلۀ تسامح به حکم عقل

جلسه ۳۲۵

4
  • تا اینجا دیگر مطلب تمام می‌شود و از اینجا وارد مسائل جدید و متفرّعات بر این مسئله می‌شوند که حکم مجتهد و مقلّد نسبت به این قضیّه چطور است؟ آیا بلاغ است یا نه؟

  • قبل از اینکه ما به آن مسئله بپردازیم، راجع به مسائل گذشته در این جلسه یک مروری می‌کنیم و نظر خودمان را نسبت به این مسئله عرض می‌کنیم.

  • در این مطلبی که در این جلسه عرض شد، مواردی از اشکال و نظر به نظر می‌رسد. اولاً اینکه در آن دو روایت آن دو قید به‌عنوان یک مسئلۀ واضح مطرح شده است، خب این اصل اصولی است در دوران امر بین تقریر و تأسیس که آیا قید در یک مسئله و در یک روایت برای افادۀ بیان عرفی است و مسئلۀ واضح است یااینکه برای تأسیس یک اصل است. خب همان‌طوری‌که رفقا مطّلع هستند در اینجا اصل و قاعده بر تأسیسیت است یعنی شارع در مقام تأسیس این قید را آورده است نه در مقام بیان یک مسئلۀ واضح، شارع نیاز نداشته است به اینکه بخواهد یک مسئلۀ واضح و عادی را بیان کند، [مردم] مسائل عادی را می‌دانند. اینکه شارع بگوید که صدق خوب است و کذب بد است، این یک چیزی است که احتیاجی به بیان ندارد. حالا گرچه در بعضی موارد [نیاز] هست نه‌اینکه نیست، اما بحث در آن جایی است که دَوران امر است بین تأسیسیت و قیدیت و لغویت. البته لغویت سفیهانه؛ لغویّت به‌عنوان اینکه اگر هم بیان نمی‌کرد مسئله فرق نمی‌کرد. حالا شارع رجاء إلی ثواب الله را بیان نمی‌کند، خب طوری نمی‌شود. یعنی همان مطلقات، آن افادۀ تقرب إلی الله را در فعل دارند حالا چه التماساً لقول النبی ذکر بشود یا رجاءً إلی ثواب الله ذکر بشود یا نشود تفاوتی نمی‌کند. مقصود ما از لغویت این است نه‌اینکه خدای نکرده منظور سفیهانه و ابلهانه باشد، بنابراین این یک مسئله‌ای است که در اینجا باید مورد توجه قرار بگیرد.