اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۲۵

0
اصول
اصول

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن ارشادیت ادلۀ تسامح به حکم عقل

جلسه ۳۲۵

5
  • مسئلۀ دیگر اینکه شما در اینجا مطلب را به‌عنوان تأیید حکم عقل بیان می‌کنید و حکم عقل نسبت به بلوغ و عدم بلوغ یکسان است ولو در اینجا احتمال ثواب را بدهد، باز حکم به رجحان می‌کند. اتفاقاً ما می‌گوییم که مسئله در اینجا همین‌طور است، نه‌تنها این مسئله تأیید استحباب فعلی است بلکه در اینجا ظهور به همان ارشاد حکم عقل دارد. به‌جهت اینکه قطعاً اگر شما این روایات و همین ادلّۀ تسامح را به افرادی عادی ـ نه به افرادی که اصول خواندند و کلّۀ‌شان پر از مسائل اصولیه و قلمبه شده است و قاطی می‌کنند و نمی‌فهمند! ـ در کوچه و بازار ارائه کنید، آنها می‌گویند که ارشاد به حکم عقل است. هیچ‌وقت نمی‌گویند که چون یک خبر ضعیف به این شخص رسیده است، به صرف رسیدن این خبر ضعیف موضوعیت برای استحباب پیدا کرده است، کسی یک هم‌چنین حرفی نمی‌زند. می‌گویند که «چون این بلوغ موجب تحقق احتمال عقلائی ثواب شده»، نه‌اینکه بلوغ موضوع قرار گرفته است.

  • من تعجب می‌کنم که چرا امثال آقای خوئی و اینها مسئلۀ به این واضحی را نفهمیدند که این مَن بَلَغَهُ ثوابٌ صرف بلوغ، ایجاد و انعقاد موضوعیت نمی‌کند، بلوغ ثواب ایجاد احتمال می‌کند و آن احتمال موجب رجحان فعل است نه‌اینکه صرف بلوغ. خب یک دیوانه هم بگوید که این کار را انجام بده، بلوغ است دیگر ولی بلوغ که به این نمی‌گویند. چطور شما تفقّه می‌کنید که یک خبر ضعیفی را که یک معاند نقل کرده است موجب انعقاد موضوعیت است؟! من نمی‌فهمم! واقعاً چطور اصلاً می‌شود یک هم‌چنین [مطلبی را نفهمید]؟! یعنی اصلاً جای دلیل نیست، یعنی آن‌قدر مسئله مسئلۀ واضحی است که نیاز به دلیل ندارد! یک خبر ضعیف که باید مطروح باشد، آن خبر به صرف بلوغ موجب موضوعیت برای استحباب فعلی به‌عنوان ثانوی است، اینکه نمی‌شود! یعنی مسئله مسئلۀ عرفی است و اینکه در اینجا ارشاد به حکم عقل است قطعاً این روایات ظهور در این دارند و اگر نگوییم که نصّ در ایجاد احتمال عقلائیه است، حداقل ظهور در این دارد که لسان روایات لسان ارشاد است. یعنی چون این روایات موجب یک احتمال عقلائی و احتمال ثواب است، براساس این، ثواب مترتب است نه‌اینکه به صرف بلوغ. اگر به صرف بلوغ باشد، ما باید به اینها جواب بدهیم. اگر یک بچۀ دوساله بگوید، خب موضوع بلوغ محقق است، اگر [صرف] بلوغ است خب این‌هم بلوغ است.