اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۲۵

0
اصول
اصول

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن ارشادیت ادلۀ تسامح به حکم عقل

جلسه ۳۲۵

8
  • منظور از ثواب در «من بَلَغهُ ثَوابٌ»

  • بسیاری از این مراتب رقاء و صعود مکلف به‌واسطۀ ترک مکروهات است. پس ایشان اشتباه فرمودند، «من بَلَغهُ ثَوابٌ» یعنی مَن بَلَغهُ رضوانٌ مِنَ الله. مسئلۀ ثواب مسئلۀ رضوان است، حالا آن رضوان چه مترتب بر اتیان مستحب باشد یا آن رضوان مترتب بر ترک مکروه و ترک حرام باشد چه فرق می‌کند؟! هردو رضوان است. چه تفاوتی در اینجا دارد؟! متوجه شدید که ثواب چطور معنا شد؟! ثوابٌ مِن الله یعنی رضوانٌ مِن الله یعنی کسی که رضوان و رضایت الهی به او برسد و احتمال رضوان و رضایت الهی را بدهد و آن فعل را انجام بدهد یااینکه آن را ترک بکند، فرق نمی‌کند. چون حضرت در اینجا نخواستند بگویند که فَعَلَهُ أو لا یَفعَلَهُ چون بحث، بحث ثواب است و موضوع فعل، پس این روایات جنبۀ مرآتیّت دارند نه‌اینکه جنبۀ موضوعیت دارند چه مَن بَلَغَهُ ثوابٌ علیٰ فعلٍ أو مَن بَلَغَهَ عَدَمُ رضَی الله علیٰ فعلٍ أو ترک فعلٍ فَفَعَلَه رضیَ الله أو تَرَکَه رضیَ الله هردوی اینها داخل در بحث ادلّۀ تسامح می‌شوند. حالا که این‌طور شد صحبت ما این است چرا در روایات رجاءً لِطلب ثواب الله آمده است یااینکه التماساً لقول النبی آمده است؟! همان‌طوری‌که عرض کردیم این از این نقطه‌نظر با روایات مطلقه دراین‌صورت تفاوتی ندارد؛ یعنی آن دو روایتی که دارد رجاءً لِطلب ثواب الله یااینکه التماساً لقول النبی چه را می‌خواهد برساند و دفع چه مسئله‌ای را می‌خواهد بکند؟ در آن موردِ روایاتِ مطلقه این قید نیست؛ «مَن بَلَغه ثوابٌ علی فعلٍ فَفَعَلَهُ»1 بسیار خوب ما در اینجا می‌گوییم که چون در فعل عبادی یا توصلی تقرب إلی الله [برای اجر و ثواب] شرط است، در اینجا این مسئله اصلاً نیاز به گفتن ندارد. مَن بَلَغهُ علی فعلٍ تقرباً إلی الله فَفَعلَهُ کان له أجرُ ذلک و إن لَم یکن علی ما بَلَغَ. اما این دو روایت می‌آیند کیفیت مفهوم سایر روایات مطلقه را بیان می‌کنند و می‌گویند که این فعلی را که دارد انجام می‌دهد باید رجاءً إلی ثواب الله باشد. یعنی در نیتش باید نیت ثواب باشد. مگر می‌شود کسی فعل عبادی را ـ نه توصلی ـ بدون نیت ثواب انجام بدهد؟! نمی‌شود، معنا ندارد. مثلاً کسی یک عمل عبادی را انجام می‌دهد فرض کنید یوم خمیس را روزه می‌گیرد چون فی روایةٍ ضعیفةٍ مَن صامَ یومَ الخمیس مِن شهر الصفر مثلاً فَلَه کذا و کذا؛ ده‌تا حور العین یک دفعه خدا تولید می‌کند و به صف می‌ایستد به‌خاطر صوم یوم خمیسِ مِن صَفر، پنج‌تا حور العین هم برای صوم سادسٍ می‌دهد می‌شود پانزده‌تا! بیست‌تا هم برای صوم یوم سابع می‌دهد و... یک‌دفعه شما در آن دنیا می‌بینید که یا الله یک میلیون خانم و مخدرّه در جلوی شما قرار گرفته‌اند! اینها برای چیست؟! شما مدام روزه گرفتید خدا هم حور درست کرد! می‌گویی که عجب! عجب! اگر می‌دانستم تمام ایّام عمرم را روزه می‌گرفتم که اینجا خلاصه نانمان آباد باشد! بله، از آنهایی که یک سرش در مغرب و انتهایش در مشرق است!2

    1. الكافي، ج ‌2، كتاب الإیمان و الكفر، بابُ مَن بَلَغَهُ ثَوابٌ مِنَ اللَهِ على عَمَل،‌ ص 87، ح 2.
    2. بحار الأنوار، ج ‌60، تتمة كتاب السماء و العالم،‌ باب 37، ص 257.