جلسه ۳۲۶
3بعضیها قائلاند به اینکه آنچه که از مفاد روایات استفاده میشود این است که در اخبار بلاغ، مسئله متفرّع بر بلاغ است؛ یعنی در واقع این روایاتی که دارد رجاء ثواب الله یا التماساً لِقول النبی بهواسطۀ این ادلّه و همینطور به این تفرّعی که بر «فاء» است مَن بَلَغَهُ فَفَعَلَهُ هکذا یعنی متفرعاً بر بلاغ این را انجام میدهد این همان معنای رجاء و همان معنای التماس ثواب است منتها در اینجا اظهار شده و در آن روایات مطلقه اظهار نشده است اما در واقع یکی است. بنابراین استحباب به نفس فعل، مِنحیث هوهو برنمیگردد بلکه استحباب به فعل مِن حیثُ إنَّهُ فیهِ رجاء برمیگردد. چون رجاءِ ثواب الله یا التماس قول النبی است، از این جهت این فعل مستحب است یعنی استحباب در واقع به فعل برنمیگردد بلکه به همان رجاء ثواب برمیگردد؛ بر عملی که فاعل انجام میدهد نهاینکه بر استحبابی را که اتیان میکند یعنی در واقع امر مستحبی را اتیان نکرده است بلکه فعلی را انجام داده است که بهواسطۀ این فعل رجاء ثواب من الله را دارد.
منبابمثال بگوییم که ثمره در نذر هست ـ همهجا این را به کار میبرند ـ که اگر استحبابی را نذر کرده باشد الآن بریء الذمه نیست زیرا فعل او فعل مستحب نیست. گرچه بر اتیان فعل، ثواب به او میدهند ولی فعل مستحب نیست یعنی فعل مستحب انجام نداده است.
در اینجا بسیاری معتقدند بر اینکه از این روایات استفادۀ رجاء میشود یعنی درصورتی این فعل مستحسن است و ثواب داده میشود که فاعل این فعل را رجاءً إلی قول النبی و رجاءً إلی ثواب الله انجام بدهد نه ابتدائاً. لذا اگر آن فعل را بدون نیت انجام بدهد ثوابی بر او مترتب نیست. یک خبری را شنیده و بیاید به آن خبر عمل بکند اما بهخاطر اینکه به آن ثواب برسد، این نیت را نمیکند یا التماساً لِطلبِ قول النبی این کار را انجام نمیدهد بلکه یک خبری میشنود و خوشش میآید میگوید که کار خوبی است، انجام بدهیم مثلاً ورزش هم هست! در واقع حالا دو رکعت نماز خواندن در روز در ضمن یک ورزش ریاضتی هم هست حالا ما که باید بلند شویم صبح یک مقدار نرمش کنیم، در روز یکشنبه چهار رکعت صلاة وارد است خب این چهار رکعت را بهحساب ریاضت و ورزش میگذاریم! در اینجا این فایده ندارد چون باید بهجهت التماساً لِقول النبی و رجاءً إلی ثواب الله باشد.

