جلسه ۳۲۶
6واقعاً هم همینطور بود. عمر بن عبدود وقتی که آمد اصلاً میخواست بساط اسلام را برچیند یعنی آمد که پیغمبر را بکشد و دیگر تمام کند. جنگ احزاب برای همین جهت بود که تمام احزاب در جزیرةالعرب متحد شدند برای اینکه نطفۀ اسلام را اماته کنند و واقعاً اگر «ضربةُ علیٍ» نبود کار اسلام یک سره و تمام بود یعنی مسئلۀ اسلام دیگر مختومه اعلام میشد و خلاصه کارش تمام بود. از این نظر درست است که کاری که امیرالمؤمنین علیهالسّلام کرد توازی عَمَلَ الثَقَلین؛ جن و انس اگر بیایند نمیتوانند یک همچنین توازنی ایجاد بکنند ولی یک معنای دقیقتری در اینجا هست و آن اینکه در ضربت، پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نمیفرمایند که این عمل امیرالمؤمنین خلاصه عملی بود که توازی عَمَلَ الثَقَلین، یعنی نتیجۀ این عمل، احیای اسلام بود. زیرا ممکن است این ضربت، از یک فرد عادی هم سر بزند، فرض کنید اگر یک نفر عادی در یوم خندق میآمد و از عمرو بن عبدود بالاتر بود او هم همین کار را انجام میداد، امیرالمؤمنین علیهالسّلام کار اضافهای که نکرد فقط عمر بن عبدود را ازبین برد. حالا اگر یکی از شما در یوم خندق یک تفنگ داشت یک شمشیر و سیف داشت و با یک گلوله عمر بن عبدود را میکشت، گرچه پهلوان و بطل و کذا است ولی اگر صرفاً مسئله، مسئلۀ قتل باشد، خب این قتل درست است که احیای اسلام است ولی دیگر عبارت توازی عَمَلَ الثَقَلین در اینجا به نظر میرسد که مناسب نباشد چون حرفهای پیغمبر با حرفهای ما تفاوت داشت.
ما میگوییم: «جنگِ سرنوشت»؛ جنگ سرنوشت جنگی است که آن نتیجهاش یکی از دو طرف بقاء یا فنا را تعیین میکند. یعنی آن حَربی که تعیینکننده است؛ یعنی نهایت مسئله است و ظفر و شکست را تعیین میکند.
تمام عبادات رهین ضربت علی علیهالسّلام
ضربت امیرالمؤمنین در یوم الخندق، معلولِ حالتِ نفسانی او بود

